صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٩ - شيوه برخورد حكومتهاى دست نشانده با مردم
كرديم! مقابله ارتش در مقابل خارج اين طور بود. و در مقابل ملت خودش سركوبى مىكرد، هر طور تعدى را مىخواست مىكرد. و سران ارتش كه آن طور با مردم رفتار مىكردند به مجرد اينكه اطلاع پيدا كردند از اينكه آمدند اينها به سرحد بدون اينكه باز وارد بشوند، اينها از تهران فرار كردند، و سربازخانهها هم به هم خورد كه من خودم تهران بودم آن وقت مىديدم كه اين سربازها ويلان [١] توى خيابانها دارند مىروند، براى اين بود كه قواى انتظاميه را طاغوت در خدمت خودش مىخواست باشد، نه در خدمت ملت؛ نه در خدمت كشور، نه شهربانى را آن طور كه بايد باشد آنها تربيت مىكردند و نه ژاندارمرى را و نه ارتش را، اينها همه يكجا در خدمت خود آنها بودند، شخص، كسى كه خودش را شاه مىدانست بوده و ملت اصلًا مطرح نبود پيششان؛ مگر براى دوشيدنشان، مگر براى استفادهشان هر طورى كه مىتوانستند و لهذا ملت از همه قواى انتظامى فرار مىكردند و متنفر بودند. قواى انتظامى هم ملت را از خودش نمىدانست بلكه يك بردهاى مىدانست كه از او بايد استفاده بكند. اين اساس حكومت طاغوتى را تشكيل مىداد كه نسبت به ملت آن طور كوبنده و نسبت به خارج آن طور فرّار!
شيوه برخورد حكومتهاى دست نشانده با مردم
خود اينها هم همين طور بودند. خود رضا خان و پسرش هم همين طور بودند. در مقابل ملت، اينها اظهار قدرت آن طور كه مىديديد مىكردند لكن خود من در عكسى كه در روزنامه انداخته بودند- كه باز هم هر وقت من فكر مىكنم تأثرم هست- كه وقتى كه رفته بود محمد رضا در امريكا- زمانى بود كه جانسون [٢] رئيس جمهورى بود- عكسى كه انداخته بودند من ديدم كه جانسون ايستاده بود و در سر جاى خودش، ايستاده بود و عينكش را اين طور دست گرفته بود و چپ به جاى ديگر نگاه مىكرد، حتى تو روى او نگاه نمىكرد، و اين مثل يك آدم بندهاى در مقابل او ايستاده بود! در مقابل، آنها
[١] سرگردان و حيران.
[٢] ليندون جانسون، رئيس جمهور امريكا.