صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٤ - محروميتزدايى از روستاها
مسجد سليمان يا امثال او اين طور است. همان زاغهنشينهاى تهران- كه من نجف كه بودم صورت محلههايشان را پيش من آوردند؛ گمان مىكنم حدود سى محله نوشته بودند. محلههايى اسم برده بودند كه فلان محله در كجا، فلان در كجا، فلان در كجا، فلانها، حصير نشينند، فلان جاها مثلًا زاغه نشينند- اينها هم هيچيك از اين چيزهايى كه مربوط به يك شهرى است ندارند، نه آب دارند؛ نه برق دارند؛ نه اسفالت دارند. اينها آب را هم بايد از آن گودالها با پلههاى زيادى طى بكنند و بيايند لب خيابان تا برسند به يك شير آبى و آب ببرند براى بچههايشان. هر چندين نفرشان در يك سوراخى، كه نمىشود اسمش را خانه گذاشت. يا يك چَپَرى [١] درست كردهاند؛ يك حصيرى درست كردهاند، اين طورى زندگى مىكنند. و اين مسئلهاى است كه در بسيارى از جاهاى مملكت هست. و از اطراف هم، اين عشاير اطراف، اينجا مىآيند، همين حرفهايى كه شما مىزنيد، كه نداريد هيچى، آنها هم مىگويند. منتها هر كسى محيط خودش را اطلاع دارد، و از محيطهاى ديگر بىاطلاع است؛ خيال مىكند جاهاى ديگر درست شده، اينجا نشده. نخير، بنا بر اين بوده است كه ذخاير ما را ببرند، و خود ما در يك مملكت غنى، يك مملكتى كه داراى همه چيز است، گرسنه به سر ببريم.
محروميتزدايى از روستاها
و من اميدوارم كه با اين تحولى كه الآن شده است و دست آنها كوتاه شده است و دست چپاولگرها كوتاه شده است و ملت ايران قيام كرد و جبّارها را خارج كرد و اين چيزهايى هم كه حالا هست، اينها هم از بين خواهند رفت و مملكت هم مال خودتان خواهد شد؛ و دولت هم اسلامى است، و اوّل برنامهاش اين است كه از روستاها و از آنجا شروع كنند به اصلاحات، و مشغول هم هستند؛ لكن اين قدر پريشانى زياد است و اين قدر آشفتگى زياد است كه اينها در عين حالى كه همه مشغولاند نمىتوانند برسند به اين زودى. اين البته بايد با يك مهلتى باشد. و مسلَّماً ان شاء اللَّه خواهد اين ميسَّر شد،
[١] خانهاى كوچك كه از گِل و شاخه درختان درست شود.