صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٩ - حكومت پيامبر (ص) و امام على (ع)
دولت سابق ما، و از دولت فعلى ما. دولت سابق ما كه مردم به او پشت كرده بودند و او با تمام قدرت مردم را سركوب مىكرد؛ و بالاخره به آنجا رسيد كه خود ملت با مشتهاى گره كرده بر توپ و تانكهاى آنها غلبه كرد و در عين حال كه يك ارتش قواى انتظامى شيطانى داشت و تمام ابرقدرتها، بلكه تمام قدرتها، پشتيبان او بودند، چون ملت با او نبود و مخالف او بود، با همه كوششها نتوانستند او را نگه دارند.
حمايت ملت از دولت
و حالا را ملاحظه كنند كه هر مشكلى كه براى دولت پيش بيايد، ملت قدم مىگذارد جلو براى حل او. در مشكل كردستان ملاحظه كرديد كه تمام قشرهاى ملت، بلكه مسلمين جاهاى ديگر، بلاد ديگر، مسلمين خليج، جاهاى ديگر، همه آمادگى خودشان را براى پشتيبانى و براى سركوبى اشرار اعلام كردند و ما ديديم احتياج به بسيج عمومى نيست، خود قواى انتظاميه آنها را سركوب مىكنند، از اين جهت خواهش كرديم از آنها كه دست نگه دارند. آن طرز حكومت با اين طرز حكومت، اين دو تا، را بايد حكومتها به نظر بياورند. آن طرز حكومت كه اگر مشكلى پيدا بشود، مردم به مشكلات مىافزايند. و اين طرز حكومت كه مردم حكومت را از خودشان مىدانند، و همان طور كه از عائله خودشان دفاع مىكنند؛ از حكومت خودشان دفاع مىكنند. اگر همه حكومتهاى اسلامى، بلكه همه حكومتهاى جهانى، اين طور بشوند كه با مردم تفاهم داشته باشند.
حكومت پيامبر (ص) و امام على (ع)
مسلمين ملاحظه بكنند، حكومتهاى اسلامى ملاحظه بكنند، حكومت صدر اسلام را [كه] صدر اسلام وضع حكومت چه طور بود. پيغمبر اسلام- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- با مردم چه طور رفتار مىكرد در عين حالى كه با كفّار، وقتى كه نمىشد هدايتشان بكنند و توطئهگرى مىكردند، با خشونت رفتار مىكرد؛ با ملت چه طور رفتار مىكرد؛ يك پدر مهربان و بالاتر از يك پدر مهربان بود. امير المؤمنين چه طور در زمان خلافت، كه يك خلافتى بود كه سرتاسر ممالك اسلامى، كه در آن وقت از حجاز و مصر و ايران و