صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٠ - وضع زندگى پيغمبر اسلام و اصحاب وى
مستكبرين. مستكبرين اينها را براى منافع خودشان درست نمىكردند، اين مستضعفين بودند كه از ميان آنها يكى پا مىشد و خداوند [او را] انتخاب مىكرد و بر ضد مستكبرين قيام مىكردند. موسى بر ضد فرعون؛ و رسول اكرم بر ضد قريشى كه آن وقت همه چيز دستشان بود و در آيه اين معنا را مىفرمايد. و اين به مَرْئى و مَنْظَر مردم بوده است كه مطلبى را نمىشده است كه خلافش بگويد نَعُوذُ بِاللَّه.
وضع زندگى پيغمبر اسلام و اصحاب وى
اين مطلبى بوده است كه همه مردم مىدانستند كه پيغمبر زندگيش چه طور بوده؛ و مادرش در كجا بچه را بزرگ كرد، در يك بيابانى، بعد هم كه آمده، هميشه تحت قدرت اين بزرگها بوده و نمىشده زندگى بكند و در مكّه در غار مدتى بوده است و هيچ نمىتوانسته. هميشه آنجا در مكه كه بوده، تبليغاتشان به طور تقيّه و زيرزمينى بوده. تا وقتى هم كه آمدند مدينه. مدينه هم آنى كه دور و بر حضرت بود يك دستهاى از همين فقرا، مستمندها بودند. وقتى كه ايشان، مسجد درست كردند، آن هم نه مثل مسجدهاى ما، يك مسجدى كه يك ديوارى با چوب دورش درست كرده بودند ابتداءً، و اگر هم يك سايهاى داشت با اين چيزهاى خرما، با اين علفهاى خرما و چوبهاى خرما، با اين درست كرده بودند و يك جايى هم بود كه به آن مىگفتند صُفَّه. يك دستهاى از اصحاب پيغمبر اصحاب صُفّه هستند؛ يعنى اشخاصى بودند كه خانه نداشتند، هيچى نداشتند، مىآمدند توى همين مسجد، روى همين زمينها. و صُفَّهاش هم مثل صُفَّههاى مسجد حالا نبوده است كه آجر فرش مثلًا باشد، يا با چيزهاى ديگر درست شده باشد. يك زمينى بوده است قدرى بلندتر مثلًا، جاى آن گِل بوده يا چيز ديگر شايد. اصلًا حصير هم نداشتند. آن وقت آنجا مىخوابيدند و آنجا زندگى مىكردند. اينها را حضرت بر ضد قريش و آنهايى كه داراى اموال بزرگ بودند و از مستكبرين بودند، از اينها حركت كرد و رفت سركوبى آنها را كرد. اينكه اين تبليغات مىشود، براى اين است كه اينها هر چه ضربه خوردهاند از اديان خوردهاند.