صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤ - كوشش همگانى در اسلامى شدن نظام
اين دستش نمىرسد، او دستش مىرسد. اينهايى كه مثلًا فرض كنيد در ايران سيطره داشتند، مثل محمد رضا، اگر در عراق هم سيطرهاش مىرفت، همين ظلمهايى كه اينجا مىكرد آنجا هم مىكرد. اگر در همه ممالك اسلامى هم سلطه پيدا مىكرد، همين كارهايى كه اينجا مىكرد در همه جا مىكرد. اگر در همه عالم هم سلطه پيدا مىكرد، همان مطالب بود. مىبينيد كه اين ابرقدرتها كه دستشان را همه جا دراز مىكنند براى چاپيدن، آن آدمى كه چاپيدنش يك حدود خاص داشت وقتى كه شد رئيس، يك قدرى وسعت پيدا مىكند و همان كارها را آنجا مىكند. گمان نكنيد كه من و شما اگر دستمان برسد به آنها نكنيم، تا آدم نشويم همان حرفها هست.
كوشش همگانى در اسلامى شدن نظام
بايد همه فكر اين معنا را بكنيم كه رژيممان را رژيم اسلامى بكنيم. رژيم اسلامى به اين است كه اين افرادى كه در كار هستند، اين افرادى كه در اين رژيم سر كار هستند، فرض كنيد كه مشغول به خدمتگزارى هستند- كارمندهاى دولتى همهشان، هر كدام آنجا كه كار مىكنند، كارشان كار اسلامى باشد. اين فكر نباشد كه حالا كه اين اداره آنجايش خراب است، خوب، بگذار اينجايش هم خراب باشد! حالا كه آن آدم آنجا خلاف مىكند، خوب، بگذار اينجا هم خلاف بكند، همه مكلّفيم؛ همه ما. اگر همه عالم خلاف بكنند، يك آدمى كه تربيتشده تحت مكتب انبياست او خلاف نمىكند. تمام عالم وقتى كه به هم بخورد و ظلم بشود، حضرت موسى خلاف نمىكند. از اينكه حالا همه دارند مىچاپند پس بايد من هم اين كار را بكنم، نه. در تربيت انبيا اين جور نيست. على بن ابي طالب- سلام اللَّه عليه- همه عالم اگر كافر هم مىشدند به حال او فرقى نمىكرد؛ جز غصه خوردن به اينكه چرا اينها دارند خلاف مىكنند، و الّا مَشْىِ او هيچ تغييرى نمىكرد. آن روزى كه تو خانه نشسته بود، با آن روزى كه يك خلافت داراى آن وسعت- كه ايران يك جزئش بود تا مصر و در حجاز و همه اينجا تحت سيطره بود و از اروپا هم يك مقدارى- هيچ فرقى در حال روحيش نبود كه حالا كه من داراى يك