صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٥ - سخنى درباره ايّام اللَّه
نور كند، وارد كند در نور وحى و نورانى باشد. قلب نورانى نمىتواند ببيند كه مَآثِر و مَفاخِرش را دارند زير پا مىگذارند و حرف نزند. نمىتواند يك قلب نورانى ببيند كه ملتش را به اين ذلّت كشيدند و افرادش در اطراف تهران هم باز يك سوراخ منزلشان است و اين صحبت نكند. و آنها مىخواهند كه شما را جورى بار بياورند كه در همه امورشان بىتفاوت باشيد؛ نپرسيد كه چرا اين مستمندان به حال مستمندى باقى ماندهاند، و نفتهاى ما را ديگران مىبردند، نپرسيد و در ذهنتان اصلًا نيايد. در ذهن وارد نشود كه يك همچو گرفتاريهايى هم ما داريم. شما حالا را ملاحظه نكنيد كه نور وارد شده است در قلبهاى شما؛ شما پانزده سال پيش از اين، بيست سال پيش از اين را ملاحظه كنيد ببينيد كه هيچ مقاومتى بود در مقابل آنهايى كه همه چيز ما را مىبردند؟ نبود. كارى نداشتند به اين حرفها. يك دستهاى گاهى وقت يك نِقّى مىزدند. نه توى مجلسمان صحبت بود و نه توى مسجدمان صحبت بود؛ و نه توى دانشگاهمان صحبت بود، هيچ جا.
سخنى درباره ايّام اللَّه
امر دومى كه فرموده است خداى تبارك و تعالى به حضرت موسى: وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ اينها را متذكّر كن به «ايّام خدا». همه ايّام مال خداست؛ لكن بعضى از ايّام يك خصوصيتى دارد كه براى آن خصوصيت «يوم اللَّه» مىشود. روزى كه پيغمبر اكرم هجرت كردند به مدينه، اين روز «يوم اللَّه» است. روزى كه مكه را فتح كردند «يوم اللَّه» است. يومِ قدرتنمايى خداست كه يك يتيم را كه همه رَفضَش [١] كرده بودند، نمىتوانست زندگى بكند تو وطن خودش، تو خانه خودش، بعد از چندى فتح مكّه به دست او شد؛ و آن قُلْدُرها و آن ثروتمندها و آن قدرتمندها همه در تحت سيطره او واقع شد، و فرمود:
أنتُمُ الطُّلَقَاء [٢]
ديگر آزادتان كردم، برويد؛ اين «يوم اللَّه» است. يوم خوارج، روزى كه امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- شمشير را كشيد و اين فاسدها را، اين
[١] طرد كردن و خارج ساختن.
[٢] بحار الأنوار، ج ٩٧، ص ٥٩، ح ٦. السنن الكبرى، بيهقى، ج ٩، ص ١١٨.