صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٤ - آزادى وارداتى و غربى، تخديركننده افكار جوانان
تمام نظرشان به اين است كه كى شب بشود ما سينما برويم؛ و كى تابستان بشود ما دريا برويم! همه نظر اين است. يك آدم افيونى نمىتواند فكر كند براى يك مملكت. يك آدمى كه مغزش به موسيقى عادت كرد نمىتواند براى مملكت مفيد باشد. و اينهايى كه بازى خوردند از خارج، يا بازى نخورده عمّال خارج هستند، و ترويج موسيقى مىكنند، ترويج فحشا مىكنند، ترويج اين كارهايى كه جوانهاى ما را به تباهى مىكشد مىكنند، اينها نتيجه كارهايشان اين است كه يك مملكت را كه قدرتش بايد از جوان سرچشمه بگيرد، بايد جوان، آن قدرت را داشته باشد تا اداره بكند، اين قدرت را از جوان مىگيرند. اين فكرِ اينكه چه مىگذرد به اين مملكت، حكومتها چه مىكنند با اين مملكت، محمد رضا چه به سر اين مملكت آورد، اين فكر از توى كلّهها بيرون مىرود. تمام توجه، تمام اين مغز، مغز موسيقى مىشود. به جاى مغز جدّى، مغز لَهْوى مىنشيند. بايد يك آدمى باشد كه به سرنوشت خودش فكر كند، اين فكر را از او گرفتهاند. اين آزادى است كه «آزادى استعمارى» بايد به آن بگوييم. غير آزادى است كه در ملت بايد باشد. آزادى است كه از خارج وارد شده است و ماها را اين طور كرده است؛ جوانهاى ما را اين طور كرده است. جوانها آنهايى كه عادت بكنند، چند روز عادت بكنند به اين كارها، به اين عشرتها، به اين چيزهايى كه در سينماها مىكردند و نمايش مىدادند، اين ديگر در فكر اينكه نفت ما را كى مىبرد و آهن ما را كى مىبرد و گاز ما را كى مىبرد، اين به اين فكرها ديگر نيست. چه كار دارم، بگذار عيش و عشرتم را بكنم! مگر بيكارم كه بروم وقتم را صرف كنم براى اين چيزها. اين طور ما را بار آوردند. تا جوانها را اين نويسندگان بىانصاف ما نجات ندهند و آزادى سالم را ترويج نكنند و آزادى فاسد را جلويش را با قلم و قدم نگيرند، اميد اينكه يك مملكت آزاد مستقل داشته باشيم را به گور بايد ببريم.
موسى- عليه السلام- مأمور شد:
أَنْ أَخْرِجْ؛
قومت را از ظلمات به نور [بِبَر] مأموريت اين است. مأموريت همه انبيا اين است كه اينها را از اين ظلمتها، از اين چيزهايى كه بر خلاف مسير انسانيت است، بر خلاف مسير مليت است، اينها را خارج كند، و متوجه به