صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣ - وضعيت نيروى انسانى در رژيم شاه
ميليون جمعيت بگرديد، اين طرف و آن طرف، چند نفر پيدا كنيد كه دولت تشكيل بدهند. يك نفر بخواهيد پيدا كنيد رئيس جمهور بشود، بايد شمع برداريد و دور همه جا بگرديد و آيا چه بكنيد. اينها نيروى انسانى را بكلى نه به باد دادند، منحرف كردند. يك وقت اين است كه نيروى انسانى به باد داده شده، يك وقت يك نيروى مقابل با نيروى انسانى درست كردهاند! يعنى انسانى كه بايد متكى به خودش باشد، متكى به ملتش باشد، متكى به عقايدش باشد، اين را متحول كردند به يك نيرويى كه متكى به غرب است؛ به يك نيرويى كه خودش را از دست داده، به خيال خودش، خودش هيچ نيست؛ هر چه هست خارجىها هستند. نه اينكه نيرو را ما از دست دادهايم، نيروى مضادّ با نيرويى كه ما بايد داشته باشيم به جاى آن نيرو نشسته. درست يك انسانى كه بايد متكى به خودش باشد و به فرهنگ خودش باشد و به رژيم خودش، اين را متحولش كردند به يك آدمى كه بدبين شده است راجع به فرهنگ خودش؛ راجع به نيروى ملت خودش؛ راجع به همه اينها بدبين شده است؛ خودش را از دست داده و به جاى يك انسان شرقى، يك آدم غربى است. مصيبت اينجا اين است كه سالهاى طولانى مىخواهد تا اين غربزدهها برگردند به حال طبيعى، نه به حال يك انسان مترقى، به حال يك انسانى كه هيچ نيست، حالا مىخواهد از سر شروع كند. اين خيلى طولانى است كه يك شستشوى مغزى داده بشود به اين ملت كه يعنى آنهايى كه در اين امور وارد بودند، كه اينها برگردند به آن حالى كه در اول- قبل از اينكه غربزده بشوند- داشتند. اين يك مشكلهاى است كه شايد از همه مشكلهاى ما زيادتر باشد و خيلى هم از اين مشكلات داريم.
لكن ما هم نظير حرف چرچيل را مىگوييم: ما به نفت اتكا نداريم؛ ما اتكا داريم به اينكه مىگوييم پيروزى مال آن كسى است كه ملت با او موافق است و ملت با اسلام و با سعادت اسلامى، با جمهورى اسلامى موافق است. بنا بر اين، ما هيچ خوفى از اين ريشههايى كه حالا دارند انقلابات مىكنند نداريم، منتها اگر خوفى باشد، براى اين است كه شلوغ مىكنند، ناراحت مىكنند، دولت را ناراحت مىكنند؛ ملت را ناراحت مىكنند، و الّا اينها يك چيزى كه ما بتوانيم بگوييم مشكلى است و نمىشود حلّش كرد، نيست.