صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٠ - هر انقلابى، دست به گريبان مشكلات بسيارى است
فرياد مىزنند، اگر اين نهضت خاموش بشود، شما دوباره مىتوانيد يك همچو نهضتى درست كنيد؟ نه! پس قبول داريد كه نمىشود. شما مىتوانيد يك همچو قولى بدهيد و همچو اعتقادى پيدا كنيد كه اين آقاى «آريامهر» به قول خودش عمل مىكند؛ و آمده است مىگويد كه ملت، علماى اعلام، اى مراجع عظام، من اشتباه كردم! شما احتمال نمىدهيد اين معنا را كه فردا همين آدمى كه آمده است مىگويد «علماى اعلام»، فردا باز همان قُلْدُر باشد و قلمهاى شما را بشكند؟ جواب نداشتند ديگر. گفتم حالا كه ما اين نهضت را درست كرديم و اين را هم از اينها مىدانيم كه اگر اينها قدرت پيدا بكنند تمام ما را از بين خواهند برد، حالا ما بايد عمل بكنيم.
عمل به تكليف الهى
و عمده مطلب اين است كه ما يك تكليفى داريم، ما مكلفيم، خدا به ما تكليف كرده است، كه با اين مخالفين اسلام و مخالفين ملت اسلام معارضه كنيم، يا پيش مىبريم، يا نمىبريم. اگر پيش برديم، كه الحمد للَّه هم به تكليفمان عمل كردهايم و هم پيش برديم، و اگر هم مُرديم و كشته شديم، به تكليفمان عمل كرديم، ما چرا بترسيم؟ ما شكست نداريم. شكست براى ما نيست، براى اينكه از دو حال خارج نيست؛ يا پيش مىبريم، كه پيروز هم شديم. يا پيش نمىبريم، كه پيش خدا آبرومنديم. اولياى خدا هم شكست مىخوردند. حضرت امير در جنگ معاويه شكست خورد، اين حرف ندارد، شكست خورد. امام حسين- سلام اللَّه عليه- هم در جنگ با يزيد شكست خورد و كشته شد. اما به حسب واقع پيروز شدند آنها. شكستْ ظاهرى، و پيروزى واقعى بود. اگر ماها هم كه براى خدا مىخواهيم كار بكنيم، شكست هم بخوريم، تكليف را عمل كرديم؛ و به حسب واقع هم پيروزى با ما خواهد شد.
هر انقلابى، دست به گريبان مشكلات بسيارى است
اين را عرض مىكنم براى اينكه به شما عرض كنم كه من مىدانم كه الآن گرفتارى زياد است. نه براى شما؛ نه براى گروه شما؛ براى همه گروهها. شما وارث يك مملكتى