صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٠ - ويژگى قواى انتظامى اسلام
اين طور بودند؛ وقتى پايشان را مىگذاشتند توى مملكت با مردم اين طور رفتار مىكردند. اين برنامه همه اشخاصى است كه به ملت خيانت مىكنند. همه حكومتهايى كه خيانت به ملت مىكنند از ملت مىترسند، چون از ملت مىترسند قواى انتظاميه را، همه را، در خدمت خودشان براى مقابله با ملت استخدام مىكنند. تربيتهاشان هم همين طورها بوده. اين درست عكس آن معنايى است كه از اين قواى انتظاميه انتظار مىرفت و درست عكس آن معنايى است كه قواى انتظاميه اسلام داشته است.
ويژگى قواى انتظامى اسلام
قواى انتظامى اسلام براى سركوبى خود ملت نبوده است. با ملت، رفيق و دوست و خدمتگزار؛ در مقابل خارجى، كوبنده و مهاجم. همين دسته بىساز و برگ قواى اسلامى در صدر اسلام كه هر چند نفرشان يك اسب يا يك شتر داشتند، هر چند تاشان يك شمشير داشتند، و زندگى سربازىشان اين طور بود، از باب اينكه اتكالشان به ملت بود و به خدا، همين عده كم به دو امپراتورى بزرگ آن وقت كه همه دنيا تقريباً تحت سلطه آنها بودند، اينها غلبه كردهاند. با همين دست خالى، لكن قدرت ايمان. با نداشتن سازوبرگ صحيح جنگى، و مجهز بودن قواى ايران و روم با همه قوايى كه داشتهاند، لكن اينها قدرت ايمان داشتند، آنها نداشتند. آنها را در يكى از جنگها- كه جنگ « [١]) ٩٣ (» يك همچو چيزى به آن مىگويند- اين سربازهايى كه اينها مىخواستند به جنگ بياورند، از طرف ايران مىخواستند به جنگ بياورند اينها را با ريسمان يا با زنجير بسته بودند كه فرار نكنند! يك همچو روحيهاى در مقابل خارج داشتند؛ در مقابل مردم سختگيرى داشتند، روحيهشان اين جور بود كه وقتى مىخواستند به جنگ ببرند، پانصد هزار تا پانصدتاشان، هزارتاشان، با يك زنجيرهايى مىبستند كه اينها فرار نكنند و به جنگ بروند. معلوم است يك همچو لشكر با «سلسله» [٢] نمىتواند جنگ بكند؛ مثل
[١] يكى از جنگهاى لشكر اسلام با ايران كه در زمان خلافت عمر اتفاق افتاد.
[٢] زنجير.