صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٨ - تبليغات شاه بر عليه روحانيت
مجلس علنى نبود، اگر بود سرّى. در قم من يك مجلس سراغ داشتم كه سرّى، قبل از آنكه صبح بشود، يا قبل از آفتاب، تمام بود، و آن هم مثل اينكه گرفته شد. براى اينكه اينها اين طور تشخيص داده بودند كه روحانيت يك قوهاى است و اين مجالس وعظ و مجالس خطابه و مجالس سيد الشهداء- سلام اللَّه عليه- يك قدرتى است كه ممكن است يكوقتى از اين قدرت استفاده بشود و جلوى آن چپاولگريها را بگيرد. آنها با اطلاع كامل از وضع خزائن زيرزمينى كه اين دولتها، اين ملتها، اين كشورها كشورهاى شرقى- دارد، و بالخصوص ايران زياد مورد نظرشان بود، و قدرتى را كه احتمال مىدادند آن وقت كه بتواند يك مقاومتى بكند، و ديده بودند كه در طول تاريخ همين قدرتها مقاومت كرده است، اين قدرت را سركوب كردند، با دست رضا خان و پليس آن روز و سازمانهاى آن روز. منتها بعد نقشه عوض شد، نقشه اين شد كه با تبليغات- علاوه بر فشارهايى كه مىآورند- تبليغات بر ضد آن قدرتهايى كه ممكن است يكوقتى بر خلاف آنها يك خودنمايى بكند و نقشه آنها را [...] و در زمان رضا شاه هم تبليغات زياد بود، به طورى كه مردم را- آنهايى كه آگاه نبودند- از روحانيت تقريباً بسيارشان را برگرداندند.
تبليغات شاه بر عليه روحانيت
در زمان اين پسر، كه بدتر از آن پدر در يك جهاتى بود، در اين زمان تبليغات زياد شد، به طورى كه اين تبليغات در دانشگاه هم، جوانها هم- كه جوانهاى خوبى بودند- اين تبليغات در آنها هم اثر كرد؛ به حيث كه يكوقتى بود كه در دانشگاه اسم يك معمم را شايد نمىشد ببرند! بلكه در دانشگاه بعض از آيات قرآن را در ديوار مىنوشتند و مسخره مىكردند. براى اينكه آنها، كه منحرف مىكردند اينها را از راه حق، نقشهشان اين بود كه نبادا يكوقت اسلام قدرت پيدا بكند در جامعه، و روحانيت كه خدمتگزار اسلام است آن هم قدرت پيدا بكند، و جامعه را بكِشد به طرف مخالفت با دستگاهها و مخالفت با اجانب. در همه قشرهايى كه يك احتمالى مىدادند كه شايد يك مقاومتى در