صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٤ - لزوم حفظ هوشيارى در برابر توطئه دشمنان
دانشگاهيها يك دسته فُكُلى نمىدانم كذا و كذا. پيش آنها هم مىگفتند: آخوندها يك دسته دربارى هستند! اين دو تا قشر را از هم جدا مىكردند. نه فقط جدا، دشمن؛ اين به او بد مىگفت؛ او به اين بد مىگفت. [با] درگيرى تبليغاتى جدا مىكردند اين دو طايفه را از هم. طرحها بود براى اين جدايى، در قبل از ماه رمضان كه وقت اجتماعات است، و قبل از ماه محرّم كه وقت اجتماعات است. اينها يك طرحى درست مىكردند- ماها غافل و بيچاره!- طرحى درست مىكردند كه تمام ماه مبارك مردم را در منابر، سر آن طرح با هم دعوا مىداد. دانشگاهى به اينها حمله مىكرد؛ اينها به دانشگاهى. تمام ماه مبارك را به يك مسائلى كه ربطى نداشت به مسائل روز و زندگى، سرِ اينها را گرم مىكردند به اين، و آن كنار مىنشستند و به ماها مىخنديدند. ما اين طور بىاطلاع از مسائل روز و بىاطلاع از نقشههاى شوم آنها. اين هم يك باب واسعى بود كه اين طور [كارى] كرده بودند؛ و همين طور امثال اينها.
لزوم حفظ هوشيارى در برابر توطئه دشمنان
حالا بايد ما به فكر اين مسائل باشيم، هم طبقه روحانيون، و هم طبقه دانشگاهى و دانشجو، و ساير طبقات بايد به فكر اين مطلب باشيم كه الآن كه اينها احساس كردهاند، لمس كردند كه اتصال مردم به هم آنها را شكست داد و نتوانستند مقاومت كنند، روى وحدت كلمه جامعه نتوانستند مقاومت كنند، با تمام جديتى كه امريكا به صراحت و انگلستان به صراحت و شوروى هم براى حفظ اين جرثومه فساد [كردند] نتوانستند حفظش كنند، و فهميدند كه اين براى اين بود كه قشرهاى مختلف با هم مجتمع شدند و مقصود همه هم، يك حكومت عدل اسلامى بود و مجتمع شدند در اين مسئله حق، الآن بيشتر ما احتياج به اين داريم كه خودمان را حفظ كنيم و مجهز باشيم. پيشترها اينها همه كارها را البته مىكردند، لكن مسائل كلى در نظرشان بود. اينكه شايد اينها با هم مجتمع بشوند، شايد اين دو قوه متفكر روحانى و دانشگاهى با هم بشوند، شايد تودههاى مردم با اينها بشود، «شايد» ها بود، و روى شايدها اين همه نقشهها بود! حالا