صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢ - مؤسّس حزب توده
اينها از عمّال امريكايند- ممكن هم هست خودشان ندانند بعضيشان- اين براى اين است كه كار، كارِ امريكايى است! كار كارى است كه مىخواهد گندم نباشد؛ ما زراعت نداشته باشيم؛ و آنها كه زراعتشان زياد است- و آتش مىزنند گاهى وقتها و دريا مىريزند- آنها زراعتشان را بدهند به ما و پولش را بگيرند. شمايى كه مىگوييد ما براى مردم دلسوز هستيم، براى خلق مىخواهيم كار بكنيم، خوب، بياييد كمك كنيد تا گندم زياد بشود. بياييد شما هم با اين آقايان برويد درو كنيد؛ برويد گندمها را جمع بكنيد؛ برويد زراعتها را تصفيه كنيد تا براى مردم باشد. اگر خلاف اين شد و راه، راهِ شلوغكارى و به هم زدن شد، اين بايد ديد كه آنى كه بيشتر در اين كار فايده مىبرد كيست، آن است كه شما را وادار مىكند به اين كار. و ما مىبينيم كه امريكا بيشتر نفع مىبرد؛ براى اينكه امريكا در اين شكست از همه بيشتر شكست خورد. او بيشتر از ايران منفعت مىبرد شكست او هم بيشتر، ناراحتى او هم بيشتر است، و دسيسه او هم بيشتر است.
مؤسّس حزب توده
شما توجه داشته باشيد به اينكه اينها را هدايت كنيد. اين جوانها بسيارشان گول خوردهاند؛ نمىدانند چه بكنند. اصلًا آن «حزب توده» را من اولش را مىدانم؛ ابتداى حزب توده را. آن كسى كه حزب توده را ايجاد كرد همسفر مكه ما بود! مىخواهم بگويم كه قضيه تودهاى نبود؛ تودهاى آن وقت همان بود كه از شوروى صادر مىشد! اين همسفر مكه ما بود. سليمان ميرزا؛ [١] و يك آدم مقدس مآبى بود و دو- سه نفر هم همراه خودش آورد. خودش اولاد نداشت لكن يك كسى را به اولادى قبول كرده بود و او را هم برداشته بود آورده بود مكه. خودش هم يك آدم نمازخوان! در آن شعرها، آن وقت كه تكفير سليمان نمازى [٢] و كذا برايش گفته بود كه اين نماز مىخواند، چرا تكفيرش مىكنى؟! حزب توده به دست سليمان ميرزاى نمازى و طاعتى و مكّه برو ايجاد.
[١] از پايه گذاران اوليه احزاب كمونيستى در ايران.
[٢] به رغم اينكه سليمان ميرزا خود را كمونيست مىدانست ولى نماز مىخواند، روزه مىگرفت و آن گونه كه امام خمينى اشاره كرده است به حج هم مىرفت! بدين جهت او را به استهزا «سليمان نمازى» مىگفتند.