صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤١ - وظيفه قواى انتظامى در نظام جمهورى اسلامى
همين لشكرهاى ما و زمان متفقين مىشود. اسلام وضعش در حكومت، وضعش در قواى انتظامى، وضعش در شُرطه كه به اصطلاح آنها «انتظامى» هست، درست عكس اين وضعى است كه حكومتهاى طاغوتى دارند. شُرطه با مردم، دوست و رفيق؛ يعنى شهربانى با مردم دوست، رفيق، خدمتگزار مردم با او دوست، پشتيبان. ارتش و لشكرى آن وقت با مردم دوست و رفيق، پشتيبان مردم، مردم پشتيبان آنها. يك همچو روحيهاى كه نسبت به خودشان آن طور باشند و نسبت به خارج قوى باشند، أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ، [١] كه [در] قرآن است، وصف اينهاست؛ وصف مؤمنهايى است كه ارتش اسلام هستند؛ عكس آنى كه طاغوتها دارند، قرآن وصف آنها را عكس اينها مىگويد. مىفرمايد نسبت به كفار اشدّا هستند و قوى، نسبت به خودشان رحيم و مهربان و دوست. نه ارتش و ژاندارمرى و شهربانى از مردم ترسى دارد كه مبادا يكوقتى چه بشود، نه مردم از ارتش ترس دارند، همه دوست و رفيق؛ و همه همين طورى كه حالا مىبينيد شما اينجا آمديد؛ نه ما از شما مىترسيم كه شما هَجمه [٢] كنيد به ما، ما را چه بكنيد نه شما از ما چيزى داريد. ما رفيق و دوست و هر دو رُحَماءُ بَيْنَهُمْ. اين دستور قرآن است. قواى انتظامى براى انتظام يك كشور است؛ براى حفظ مردم است، براى حفظ مال و جان مردم است، نه براى ارعاب مردم، نه براى ترساندن و، عرض كنم، چاپيدن مردم.
وظيفه قواى انتظامى در نظام جمهورى اسلامى
شما الآن در جمهورى اسلام واقعيد، طاغوت رفت؛ جايش نمىآيد ديگر. شما الآن در يك جمهورى اسلامى واقع هستيد كه بايد خودتان اسلامى باشيد. يعنى همان طورى كه شُرطه زمان حضرت امير- سلام اللَّه عليه- با مردم بوده است؛ شما هم با مردم باشيد. همان طورى كه قواى انتظاميه در خدمت مردم بوده است و مردم او را با آغوش باز مىپذيرفتند، دوست داشتند آنها را، شما هم بايد عملى بكنيد كه مردم با شما آن طور
[١] بخشى از آيه ٢٩ سوره فتح.
[٢] هجوم كردن، حمله آوردن.