صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٦ - تحوّل روحى ملت در نهضت ايران
قدرتهاى بزرگ را شكست دادند و همه را بيرون كردند، قطع دستشان را كردند، اينها الآن لمس كردند كه آنى كه اينها را شكست داد اين ايمانى بود كه اين جوانها داشتند و اين توجهى بود كه به اسلام داشتند، حالا بيشتر درصدد اين هستند كه شما را از اسلام جدا كنند. الآن باز آن قلمهايى كه قلم اجير است و مزد مىگيرد تا جوانهاى ما را منحرف كند الآن هم در كار هستند، نطقها مىكنند و قلمها را به كار مىاندازند حتى اين مسئله اطراف دريا را كه با آن فضاحت انجام مىگرفت، در بعضى از مطبوعات نوشتند جلوگيرى از اين «ارتجاع» است! كه تمدن عبارت از اين است كه زن و دختر و پسر با هم در دريا به هم وَر بروند، اگر اين نباشد ارتجاع است! تمدن اين است كه هر جوانى كه در سينما چند روز برود و ديگر زندگيش همان بشود؛ تمام آمال و آرزويش همان بشود. اگر چنانچه از اين طور چيزها جلوگيرى بشود و آموزنده باشد، اين سينما آموزنده باشد، اين مطبوعات آموزنده باشد، اين مجلات اگر كسى بگويد كه بايد اينها آموزنده باشد، اينها بايد بچههاى ما را تربيت كنند، اينها بايد بچههاى ما را رشد سياسى بدهند، اينها را وارد ميدان عمل سياسى بكنند و اين عكسها و اين دعوتهاى به شهوت، و اين طور چيزهايى كه همه جانبه است، اينها را از اين راه بازمىدارد، مىگويند ارتجاع است، و شما را از ارتجاع مىترسانند، و به اصطلاح چماق تكفير دارند. همين «ارتجاع» اصلًا تكفير مؤمنين است. اينها به هر قدرتى كه توانستند و به هر ترتيبى كه مىتوانند مىخواهند شماها را منحرف كنند از آن مسيرى كه داريد.
تحوّل روحى ملت در نهضت ايران
الآن اين نهضتى كه ملاحظه مىكنيد، اين نهضت الآن رسيده است به يك حدى كه دستها را كوتاه كرد؛ همه دستهاى خارجيها را كوتاه كرد. و شما مىدانيد كه نهضت اسلامى ايران با همان توجه مردم به اسلام و اينكه از شهادت ديگر خوفى نداشتند، براى اسلام شهيد شدن را يك چيز عظيمى براى خودشان مىدانستند، يك فوزى مىدانستند براى خودشان، اين معنا شد كه مردم ديگر نترسيدند از تانك و توپ و اينها نترسيدند و ريختند به خيابانها. يك تحول روحى پيدا شد در ايران، [در] سرتاسر ايران، يك تحول