صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٠ - تباه شدن نيروى انسانى در رژيم شاه
مردم به دريا رومى آورند، يكى از امورى كه آنها دامن به آن مىزدند همين اختلاطى بود كه بين جوانها و زن و مرد بود. و اين نه از باب اين بود كه اينها مىخواستند به جوانهاى ما مثلًا خوش بگذرد، بلكه از باب اين بود كه اينها را به تباهى بكشند. مراكزى كه در آن مخدّرات از قبيل مشروبات و دستگاههاى تخديرى ديگرى بود الى ما شاء اللَّه. در سينما جوانهاى ما وارد مىشدند، اگر چنانچه چند روز وارد مىشدند عادت مىكردند و سينما با آن صورتهايى كه همهاش انحرافى بود، راديوها همه انحرافى؛ مطبوعات از قبيل روزنامهها؛ از قبيل مجلّات؛ همه چيزهايى بودند كه جوانهاى ما را منحرف كنند.
موسيقى، منشأ تخدير افكار
و از جمله چيزهايى كه باز مغزهاى جوانها را مخدّر است و تخدير مىكند موسيقى است. موسيقى اسباب اين مىشود كه مغز انسان وقتى چند وقت به موسيقى گوش كرد، تبديل مىشود به يك مغزى غير آن [مغز] كسى كه جدّى باشد. از جدّيت، انسان را بيرون مىكند، و متوجه مىكند به جهاتى ديگر. تمام اين وسائلى كه حالا اين بعضيش بود، و الى ما شاء اللَّه وسائل درست كرده بودند، همه براى خاطر اين بود كه ملت را از مقدّرات خودش غافل كند، و متوجه به جهات ديگر بكند، منحرف كند او را از مسائل روز كه مبادا مزاحمش بشود. اين يك برنامه بسيار مفصّلى بوده است كه طرح شده؛ نه اين است كه مِنْ باب اتفاق مثلًا اين مسائل واقع شده. نخير، اين يك طرحهايى است كه آنهايى كه طرّاح هستند طرح كردند، كه اين جوانها را به تباهى بكشند.
تباه شدن نيروى انسانى در رژيم شاه
و علاوه بر اين آن فشارهايى كه بر مردم مىآوردند و آن فشارهايى كه به روحانيت مىآوردند فشارهايى كه به دانشگاهها مىآوردند، و به ساير اقشار، روى هم رفته مىخواستند كه مملكت ما را از «انسان» خالى بكنند، و نيروى انسانى را به تباهى بكشند. دستگاههايى كه براى آموزش است، براى پرورش است، تبديلش كرده بودند به