صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٢ - اميدوارى و شجاعت در مواجهه با مشكلات
اميدوارى و شجاعت در مواجهه با مشكلات
در هر صورت اين را مىخواستم عرض بكنم به شما كه شجاع باشيد. در گرفتاريها كه مىآيد، پابرجا باشيد. مأيوس هيچ وقت نشويد. دولت اگر چنانچه نمىتواند به آن اندازهاى كه، من تصديق مىكنم كه دولت مشغول كار است، كار خيلى هم كردند، اين را هم به خود آقايان گفتهام. به آقاى بازرگان و ديگران گفتهام كه شما كار مىكنيد و عرضه نمىكنيد؛ ديگران كار نمىكنند و مىگويند. ديگران كار نمىكنند، فريادش را مىزنند! اينها خيلى كار كردهاند، اما عرضه نمىكنند. چند دفعه تا حالا من به آنها [گفتم] آقا، شما اين پاكسازى را خوب عرضه كنيد؛ آن خانهسازى را عرضه كنيد؛ آن امداد را كه داريد در همه جا مىكنند و مىكنيد عرضه كنيد به مردم. اين چيزهايى كه تا حالا شده است بگوييد. فقط در تمام اين مدت يك روز آقاى هاشمى، [١]- سلّمه اللَّه تعالى- در مدرسه فيضيه شمرد، پنجاه تا تقريباً، يا سى تا، چند تا شمرد، يكى يكى، كه اين كارها تا حالا شده است. خوب، اين را بايد در روزنامهها بنويسند، صدايش را درآورند، كه مردم نيايند از ما سؤال كنند كه آقا اين چيزى كه در «صد [٢]» ريخت، خورديد يا عمل شد؟ نگويند مردم كه خوب، مردم آن چيزى كه در صد ريختند الآن خرج شده، تمام شده؛ باز هم احتياج است. ولى عَرضه نمىكنند. بايد عَرضه كنند، عمل كردند؛ اما اين قدر اشكالات در كار است كه به اين زودى نمىشود درستش كرد. يك مملكت آشفتهاى را به اين زودى نمىشود اصلاحش كرد. اين پافشارى لازم دارد، بايد مأيوس نشد. در اين قضيه كردستان بعضى از آقايان محترم به طور يأسآميزى و بعضى از سران به طور يأسآميزى با من تماس مىگرفتند- حتى اين روزهاى آخر- كه چنانچه با اينها وارد مذاكره نشويم؛ چه خواهد شد و چه خواهد شد، از دست ما خواهد رفت. به ايشان گفتم اشتباه مىكنى [بگذاريد كار] به اتمام برسد مقصود من اين است كه هيچ وقت يأس را در قلب خودتان وارد نكنيد. يأس از جنود شيطان است؛ اميد از جنود خداست. هميشه
[١] آقاى اكبر هاشمى رفسنجانى.
[٢] حساب شماره ١٠٠ امام، براى كمك به امر خانهسازى و مسكن.