صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٩ - محتواى نظام اسلامى بايد اسلامى باشد
با خلقم، من خدمتگزار به خلقم، خدمتگزار به توده هستم، لكن خرمنش را آتش مىزنم، زراعتش را به باد فنا مىدهم؟ اينها، آدم بايد ازشان بپرسد، آن طايفه را ازشان بپرسد، كه خوب، شما مىگوييد من مسلمانم. آدم مسلمان مىشود، كه يك كسى مسْلم باشد و اين طور شلوغكارى بكند و آدمكشى بكند؟ و اينها يا تودهاى هستيد و اهل مثلًا طرفدارى از خلق، به قول خودتان. آدمى كه طرفدار است، مىشود كه يك آدمِ طرفدارِ مردم و ضعفا و مستمندان برود دم چيزها بايستد بگويد كه كار نكنيد! بياييد حقوق را از ما بگيريد و كار نكنيد! اين پول از كجا مىآيد كه اينها مىدهند به كارمندان كه كار نكنند و حقوق بگيرند؟ براى كار نكردن حقوق بگيرند؟! اين جز اين است كه مىخواهند اختلال [پيدا شود. آن] پول مبدأش آن خزانههاى ديگران است. مىخواهند اختلال پيدا بشود در امر مملكت، بلكه دوباره آن اربابها بيايند و اينها هم به نوايى برسند. لكن بايد بدانند كه نه، ديگر از اينها گذشته، راه طى شده تا نيمه راه، و اين باقىاش هم طى خواهد شد شما [و ما] همه مىبينيم كه يك نهضت اسلامى در همه جا پيدا شده؛ يك تحول اسلامى پيدا شده؛ اين تحول اسلامى كه در مردم پيدا شده است و همه يك علاقهاى پيدا كردهاند به اسلام و توجه كردهاند كه با اسلام مىشود پيشرفت كرد، اين علاقه را به اين زودى نمىشود ديگر از مردم گرفت. مردم ديدند كه اسلام كار از آن مىآيد. اين هم كه مىبينيد كه الآن جديت مىكنند كه مثلًا اشخاص مبرزى را [ترور] بكنند، براى اينكه اينها هم از اسلام ترسيدهاند، اينها ديدهاند به اينكه اسلام از آن همچو كارى آمده است كه يك ملتى كه هيچى نداشت بر همه چيز مقدّم شد، فقط ايمان داشت، فقط فرياد مىكرد «اللَّه اكبر»، و با فرياد «اللَّه اكبر» بيرون كرد همه اينها را؛ دست همه اينها را قطع كرد.
محتواى نظام اسلامى بايد اسلامى باشد
الآن همه چيز مال خودتان هست. منتها از بس كه خرابى به جا گذاشتهاند، دولت تا آمده بيايد يك خردهاى ترميم بكند خرابيها را، يك مقدارى البته طول دارد، و البته