صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٤ - همفكرى جناحها و وحدت كلمه
همفكرى جناحها و وحدت كلمه
و- بحمد اللَّه- در اين نهضت به قدر زيادى جلو رفتيم ما. به مقدار زيادى همه با هم همفكر شديم. و همين همفكر شدن جناحها كه دنبال همفكر شدن اين دو تا قدرت، مردم هم تبعيت كردند و همه متصل شدند. اين پيروزى بزرگ حاصل شد كه كسى احتمال نمىداد كه يك مشت مردمى كه هيچى ندارند، طلبهاى كه بايد درس بخواند و كتاب دستش باشد، عرض بكنم كه دانشگاهى كه مشغول درسش و كتابش هست، بازارى كه مشغول كسبش هست، هيچ كدام نه اهل تفنگند و نه اهل مسلسل. يك همچو مردمى را خداوند مسلط كرد بر يك همچو قدرت بزرگى، براى اينكه اختلافات كنار رفت و همه با هم شدند، و همه هم يك راه رفتند، و آن راه اينكه ما اسلام را مىخواهيم، كه ما همه جمهورى اسلامى را مىخواهيم و ما رژيم پوسيده شاهنشاهى را اصلًا نمىخواهيم، ما رژيم اسلامى مىخواهيم. اين نكته و رمز پيروزى يك ملتِ فاقد همه چيز با يك قدرتى كه دنبال سرش تمام قدرتها بود. شما خيال نكنيد كه فقط امريكا دنبالش بود يا شوروى. نخير، ممالك اسلامى هم بودند. من مىدانم. همين ممالك اسلامى كه حالا هى مىگويند «طاغوت، طاغوت» همينها آن وقت پشت او بودند. و دنبال همان بود كه از اين سر كويت تا آن سر كويت اجازه ندادند من عبور كنم، گفتند از اينجا كه آمدى بايد برگردى و برگرداندند.
عراق هم نتوانست تحمل كند ما را. اين براى اين بود كه دنبال او بودند و مىخواستند حفظ قدرت را بكنند. لكن خدا خواست كه ملت ما- بحمد اللَّه- بيدار شد، و ملت ما با مشت خالى، لكن با قدرت ايمان همه اينها را شكست و از بين برد. اينها را مىگويم براى اينكه نمىخواهم قبل را ما ملاحظه كنيم.
ما حالا تكليف را بايد بدانيم. هميشه بايد جلو را آدم نگاه كند. عقب چه شد، هر چى بشود، جلوى پايمان را الآن بايد نگاه بكنيم. بايد اين قدرت را حفظ كنيم، اگر شما بخواهيد پيروز بشويد. تبليغاتى كه مىآيد در دانشگاه بر ضد اسلام مىشود، بر ضد نهضت مىشد، نمىگذارد درس بخوانيد، نمىگذارد توى كلاسها برويد؛ تمام اينها همان