صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٨ - بىثمر بودن ترورها
مىگرفتند و كنترل مىكردند و مأمور مىگذاشتند و اشخاص را از خانه بيرون مىكردند، خيابانها را تحت نظر قرار مىدادند و از مأمورين خودشان آنجا مىگذاشتند. براى چه بود؟ براى اينكه او خائف بود، [و] آدم خائن خوف دارد، مىترسد، مىترسد كه از اينجا كه عبور بكند، مردم با او بدند، چه چون مردم بدند، شايد او را ترور كنند؛ شايد بريزند سر او. اما حكومت اسلامى از مردم نمىترسد، به مردم چون خيانتى نكرده. و لهذا در صدر اسلام همان مسجدى كه عالِم در آن بود، همان مسجد هم ارتشى بود؛ و سردارهاى سپاه هم همان جا بودند و با هم نماز مىخواندند و با هم اطاعت مىكردند، و با هم، هم جنگ مىرفتند، يك همچنين وضعى داشت. شما قبل از اينكه اين نهضت بشود، هيچ وقت با اين آقايان مجتمع نمىشديد يك جايى؛ و هيچ وقت هم پيش ما نمىآمديد، ماها با هم گاهى مجتمع مىشديم، شما هم با هم؛ و هر دو هم از هم جدا. اين نهضت اسباب اين شد كه ما همه با هم حالا هستيم، نه من از شما مىترسم؛ نه شما از من؛ و نه آقايان از شما فرار مىكنند؛ و نه شما از آقايان فرار مىكنيد، همه رفيق و دوستيد. اين آرامش خاطرى كه الآن در ما هست و در شما، كه شما آرامش داريد از اينكه نمىترسيد از ملت و آرامش دارد ملت از اينكه نمىترسد از شما، اين يكى از بركات اسلام است كه به ما رسيده است، و اين ارزشمند است خيلى. آنهايى كه در رژيم سابق، همين ساواكيها و امثالشان كه در رژيم سابق مردم را اذيت مىكردند آن طورها، وجدانشان ناراحت بوده است. بله، گاهى مىشود كه انسان ديگر وجدانش هم تغيير مىكند؛ اما اكثراً ناراحت مىشدند از اينكه يك همچنين كارهايى را مىكردند، با وحشت بودند توى مردم وقتى كه همچنين كارهايى مىكردند. آرامش خاطر، اطمينان خاطر، كه از نعمتهاى بزرگ است، نداشتند. الآن آرامش خاطر است، همهمان حالا، با اينكه نيمه راه هستيم.
بىثمر بودن ترورها
اگر ان شاء اللَّه راه را به آخر برسانيم و اين ريشههاى فاسدى كه خيال مىكنند كه با- مثلًا- سوء قصد به يك كسى، با ترور يك كسى، ديگر كارشان انجام مىگيرد و حال