صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٥ - اقدام ملت و دولت براى نجات كشاورزى
بكنيم. شماها بايد عمل بكنيد؛ براى نجات دادن كشاورزى. دولت بايد عمل بكند براى نجات دادن كشاورزى و ساير احتياجاتى كه ملت دارد؛ و خود كشاورزها بايد همّت بكنند براى كار كردن، كه نجات پيدا كند اين مملكت؛ [نه آنكه] بخواهد اين مملكت حالا تا آخر باز هى احتياج به امريكا داشته باشد براى اينكه گندم بگيرد و جو بگيرد [؛ يا] به اسرائيل كه كشورى بود كه همه چيز ما را از آنجا بياورند. تخم مرغ از آنجا بياورند! دامداريمان شكست خورد به واسطه اينكه مراتع، «ملّى» شد- به اصطلاح خودشان! هى جلو گرفتند از اينكه مردم به مراتع بروند؛ و بعد كم كم به هم خورد؛ و باعث اين شد كه يك بازارى براى گوشتِ خارج شديم. جنگلها را «ملّى» كردند، و بعد دادند به اشخاصى يا ممالك ديگر! مراتع را دادند به كسانى ديگر. همه چيز ما را از بين بردند. حالا وقت اين است كه ملت ايران به خود بيايد. همان طورى كه به خود آمد و با توجّه به اينكه نبايد مثل سابق باشد [كه] دستگاه را از بين برد. حالا هم كه براى ساختن است، همه اقشار بايد همّت بكنند كه بسازند. هر كس در هر جا هست كار بكند. دولت بايد رفع اشكالات بكند. همه بايد كار بكنند. منتها در كشاورزى شما كه تخصص در اين امور داريد برويد سراغ اين كارها. بايد كار بكنيد، نه اينكه حرف بزنيد. كار لازم است؛ حرف فايده ندارد. حرفْ گندم نمىشود براى آدم! كشاورزان بايد كار بكنند و كشاورزى را راه بيندازند. اين قشرْ حاضر است. من آن طور كه مىفهمم عيب اگر باشد، از قشرهاى بالاست. آن قشرهاى پايين حاضرند؛ بهتر حاضرند در خدمت؛ اگر بگذارند. البته الآن دستهايى در كار است كه نگذارند كشاورزى راه بيفتد و كارخانهها راه بيفتد. با اينها بايد مقابله كرد، مبارزه كرد. الآن روز مبارزه ملت ايران است با آنهايى كه نمىگذارند مملكت به حال عادى بگردد؛ نمىگذارند كشاورزى تحقّق پيدا كند؛ نمىگذارند كارخانه راه بيفتد؛ نمىگذارند دانشگاهها به كار خودشان ادامه بدهند؛ همه چيز را دارند به هم مىزنند. الآن وقت اين است كه بايد همه با اين قشرها مبارزه كنيد. كشاورزها را هدايت كنيد به اينكه اينها را راه ندهند- اصلش- در بين خودشان. آنهايى كه مىآيند مىگويند شما كار نكنيد. كشاورزى نكنيد، اينها غرضشان اين است كه به