صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٠ - برترى انقلاب روحى بر انقلاب اجتماعى
مىرسد و بوى اسلام را آن وقت مىشنويد كه چه معطر است اسلام، چه نظامى است اين اسلام كه آنكه در رأس واقع شده است، مثل خود پيغمبر- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- و آنهايى كه در پايين- به اصطلاح شماها يا مردم- واقع شدهاند، اينها در يك جا با هم مجتمع مىشوند و مىنشينند و صحبت مىكنند- و عرض مىكنم- قصه مىگويند و صحبت و تجييش جيوش [١] مىكنند و اينها؛ بناى پيغمبر اين طور بود. پيغمبر كه خليفة اللَّه بود، همه او را قبول داشتند، وقتى كه در مسجد مىنشست نمىشناختندش كسى از خارج مىآمد نمىشناخت، براى اينكه بالا و پايينى در كار نبوده. آن وقت حتى يك همچو چيزى هم نبوده است كه بيندازد زيرش. آن روى يك حصير، اگر خوب بود حصير؛ و الّا روى زمين مىنشستند. اسلام اين است. ما دلمان مىخواهد البته قدرت ما نداريم كه آنى كه هست عرضه كنيم؛ اما هر چه آدم بتواند به مبدأ خير نزديك بشود بايد خودش را نزديك كند. حالا كه من نتوانستم مثلًا مثل «مالك اشتر» عمل كنم، خوب، هر چه بتوانم خودم را نزديك كنم به آنها باز خوب [است]- و من اميدوارم كه مملكت ما يك مملكت اسلامى بشود جوانهاى ما يك جوانهاى مُسْلِم، معتقد به اسلام بشوند. و اگر اين ايمانى كه ما را پيش برد باقى باشد، احدى ديگر نمىتواند به شما تعدّى كند و ان شاء اللَّه نخواهد توانست.
برترى انقلاب روحى بر انقلاب اجتماعى
از خداى تبارك و تعالى سلامت و سعادت همهتان را مىخواهم. و همين حس [اسلامى] يكى از امورى است كه انسان به او خيلى علاقه پيدا مىكند و خيلى مايه اميدوارى است. اين انقلاب روحى است كه در ملت پيدا شده. انقلاب روحى بالاتر از اين سدّى است كه شكستيد. شما از اروپا پا شديد آمديد كه به مردم كمك كنيد. اين انقلاب روحى مهم است. اين را هيچ كس نكرده الّا خدا. خدا مقلب [القلوب است.] شما در بين دست خداى تبارك، دست معنوى خداى تبارك و تعالى هستيد كه هر جا
[١] فراهم ساختن سپاه و لشكر.