صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٨ - نجات كشور از غربزدگى
چيز از آنجا است. يكى از نويسندههاى اينجا هم، كه حالا مرده است [١] او هم مىگفته است كه ما همه چيزمان بايد از انگلستان باشد! همه چيزمان. اين براى اين است كه تبليغات آنها، مغز آنها را تهى كرده است؛ و از خودشان بيگانه شدند. شرقىهاى ما از مَآثِر [٢] شرق [غافل شدهاند] كه اروپا گرفته است. كتابهاى شيخ الرئيس حالا هم در اروپا مورد استفاده است، مآثر شرق را از دست ما گرفتهاند. و ما را همچو تهى كردند كه هر چه صحبت مىشود ما حرفمان آنجاست. تا يك كسى زكام مىشود، بايد برود اروپا! مىخواهد لُوزَتَيْنَش را عمل كند، اين بايد اروپا برود، يا اگر متمكن است، يك طبيبى از اروپا بياورد. من يك وقت- اطبا بعضيشان بودند- گفتم كه خوب، يك همچو مسئلهاى است كه شما معلوم مىشود هيچى بلد نيستيد كه اين طورى گفتند ما بلد هستيم؛ همانها كه ما بلد هستيم در آنجا هم الآن اطباى ما كار مىكنند؛ اينها هم كه بروند آنجا شايد بسياريشان پيش اطباى ايرانى [بروند]، اما وضع جورى شده است كه اين مطلب در همه جا گسترش پيدا كرده. هر كه هر چه بخواهد بفهمد، بايد اروپا برود. ايران اصلًا جاى فهمى نيست! مسئلهاى نيست در ايران. اين طور نيست كه ايران خودش بتواند خودش باشد! اين براى اين است كه اين تبليغات ما را از آن محتوايى كه خودمان داشتيم تهى كرده. يعنى شرقى را از شرقيت خودش تهى كرده؛ مغز غربى براىِ او گذاشته؛ و مغز غربى انگل. اين ديگر در همه قشرها هست، همه قشرها يك همچو غربزدگى در آنها هست، منتها كم و زياد دارد. بعضى زيادتر، بعضى كمتر.
نجات كشور از غربزدگى
و ما اگر بخواهيم واقعاً مملكتمان نجات پيدا كند، مقدّم بر همه اين است كه از اين غربزدگى نجات پيدا كنيم. شما ملاحظه كنيد، حتى اسم خيابانهاى ما «روزولت «،» چرچيل»، چه! خوب چرا؟ براى اينكه ما براى خودمان شخصيتى قائل نيستيم؛ الّا
[١] گويا، سيّد حسن تقى زاده است.
[٢] آثار به جا مانده.