صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٩ - مسئوليت بزرگ روحانيون
مىدهند نمىگويند كه اين كميته اين طور است؛ مىگويند آخوند اين طور است. حيثيت روحانيت، الآن بسته است به اعمال ما. هميشه بوده اما حالا بيشتر است. هميشه در زمان طاغوت بود ما هم هيچكاره بوديم، شما هم هيچكاره بوديد و تحت فشار ظلم بوديد و مظلوم؛ محبوب است؛ مظلوميّت محبوبيّت مىآورد. حالايى كه جمهورى اسلام و اسلامى شده و رژيم طاغوتى از بين رفته و رژيم اسلامى- انسانى بناست باشد و شما هم متصدّى يك امورى هستيد براى اينكه كمك بكنيد به اين نهضت و- بحمد اللَّه- با كمك اين طبقه است كه اين كارها دارد انجام مىگيرد. الآن آن طور نيست كه اگر يك كارى آن وقت مىشد مردم از باب اينكه شما مظلوم باشيد، مظلوم بوديد و محبوب شده بوديد، مردم مناقشه نمىكردند. اما امروز آن وضع ديگر نيست؛ امروز مناقشه مىكنند. اگر يك كميتهاى كه بعضى از آقايان مثلًا در آن رياست دارند، يك نفرى در آنجا يك كار خلافى بكند، كميته را مطلقاً و چون با اهل علم مخالفاند، اهل علمى كه در آن كميته هست بالخصوص او را و سرايت مىدهند به همه اينها: اصلًا آخوند اين طورى است! آخوند جماعت اصلًا اين طور است، شلوغكار است! اينها الآن يك چيزى دستشان افتاد بنا كردند شلوغ كردن؛ اين جماعت اصلًا اين طورى هستند! مردم هم وقتى تبليغات زياد بشود؛ مردم هم خيليها باورشان مىآيد.
من مشاهِد بودم در زمان رضا خان و شايد هيچيك از شماها يادتان نباشد، من يادم است آن مسائل- يعنى از اوّلى كه آن آمد و كودتا كرد تا حالا، همه مسائل را من شاهد بودم- تبليغاتى كه اينها كردند در ملت تأثير كرده بود. با اينكه مىديدند كه اينها چه جنايتى مىكنند ولى تبليغاتشان قوى بود و در بعضى از قشرهاى ملت هم تأثير كرد.
اين قصه را من كراراً گفتم و چون در قلب من يك امر ناراحت كنندهاى بود، حالا هم عرض مىكنم: مرحوم شيخ عباس تهرانى- رحمه اللَّه تعالى- ايشان فرمودند كه من از اراك مىخواستم بيايم قم، رفتم كه اتومبيلى سوار بشوم كرايه كنم و بيايم، آن شوفرِ اتومبيل گفت كه ما عهد كردهايم كه دو طايفه را سوار اتومبيل نكنيم: يكى آخوندها را، يكى هم فواحش را! اين وضع ما بود در زمان آن پدر، زمان پسر را همه يادتان هست كه