صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٠ - حيثيت روحانيت و اسلام در گرو اعمال روحانيون
چه بود و چه شد.
حيثيت روحانيت و اسلام در گرو اعمال روحانيون
خوب، حالا الحمد لِلّه پدرش كه رفت و خودش هم كه رفت، اينها هم ديگر برگشت ندارند لكن ما بايد توجه به اين معنا بكنيم كه حيثيت روحانيت و حيثيت اسلام الآن بسته به كارهاى ماست. اگر ما كارمان يك كار صحيح مطابق با قواعد اسلام باشد، هم حفظ روحانيت مىشود، هم حفظ اسلام و اگر خداى نخواسته از ما ببينند كه باز مخالفتها شروع شد و باز اين بكش آن طرف و آن بكش آن طرف و اين كميته چه بكن، آن كميته چه، يك همچو مسائلى اگر از ماها ديدند؟ روحانيت حيثيتش را از دست مىدهد، و با از دست دادن روحانيت حيثيت خود را، اسلام عقبنشينى مىكند.
اين كه روحانيت را تا اينجا آورده همين طبقه بود، مردم هم تَبَع همينها هستند، الآن بسته به اعمال ماست، يعنى مسئوليتى كه الآن به عهده ماست در اين زمان بيش از مسئوليتى است كه به روحانيت زمان طاغوت بود و بيش از مسئوليتى است كه به روحانيت در زمانهاى سابق بود، زمانهاى سابق اين طور مسائل اصلًا مطرح نبود، مردم بودند و روحانيت بود و احكام خدا. و اينها گاهى هم يك خان، يك جايى چه مىكرده يا يك سلطانى يك جايى، اما اين مسائلى كه حالا طرح است نبوده اصلًا، حالا دنيا شده مثل يك عايله واحده، يك كلمه كه اينجا گفته مىشود فردا در همه ايران و آنجاها هم كه موجهاى راديو و تلويزيون برود همه جا منعكس مىشود؛ در همه دهات و قَصَبات، در همه خارج و داخل، منعكس مىشود. ما اگر چنانچه به وظيفه اسلامى خودمان، روحانى خودمان عمل بكنيم، حيثيت روحانيت در يك همچو مقطع زمانى محفوظ مىماند و بيمه مىشود. براى بعد هم اگر در اين انقلاب، ما پيروزى معنوى پيدا بكنيم اين پيروزى معنوى باقى مىماند و اگر خداى نخواسته در اين انقلاب ما پيروزى نداشته باشيم و حيثيت خودمان را از دست بدهيم، بايد ديگر كنار برويم و فاتحه روحانيت را بخوانيم و دنبال آن فاتحه اسلام براى مدت طولانى. از اين جهت ما