صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٩ - مصاحبه با خانم اليزابت تارگود درباره وضع سلطنت
اسلامى آنها و معيارهاى اسلامى است. هر كس بر اساس اين معيارهاى اسلامى با مردم حركت كند، مورد قبول و محبوبيت مردم خواهد بود.
[در مورد كمونيستها: آيت اللَّه به شناخت عليه كمونيستها مشهور است- كمونيستها را مورد اعتماد نمىداند- اما كمونيستهاى جوان كه در تهران هستند، اين روزها- نه اجباراً تودهاى كه دنبالروى خواستههاى بخصوصى هستند- به خاطر اينكه آنها قبول ندارند كه يك نفر چه شاه و چه خمينى، تنها كار كند، خواستارند كه يك حكومت ملى براى مردم تشكيل شود. آيا آيت اللَّه فكر مىكنند كه مىتوانند اين خواسته را اجرا كنند؟ و اگر چنين است چگونه؟ يا بهتر گفته شود: آيا خمينى حزب كمونيست را دائماً غير قانونى مىداند؟]
- در اسلام معيار، رضايت خداست و نه شخصيتها. ما شخصيتها را با حق مىسنجيم، و نه حق را با شخصيتها. معيار، حق و حقيقت است. بر خلاف اسلام، كمونيستها شخصيت را بت و قدرت را در او متمركز مىسازند. حكومت اسلامى ما متكى به آراى عمومى خواهد بود. و همه احزابى كه براى مصالح ملت ما كار كنند، آزاد خواهند بود.
[چه چيز باعث شد كه آيت اللَّه نجف را ترك كنند؟ آيا فكر مىكنند كه عراقىها با تهران توافق كرده بودند؟ و اگر چنين است، آيا مىتوانيد شرح دهيد؟]
- ظاهراً شاه ايران، دولت عراق را تحت فشار قرار داد كه مانع فعاليتهاى سياسى من و انجام وظايفى كه بر عهده دارم بشود. لذا من عراق را ترك كردم.
[تحت چه ضابطهاى آيت اللَّه در پاريس زندگى مىكنند؟ آيا نقشه دارند در پاريس بمانند؟ و اگر نه، به كجا خواهند رفت؟ آيا كشورهاى ديگر، خصوصاً الجزاير و سوريه، پيشنهادهايى براى پذيرايى آيت اللَّه را كردهاند؟ آيا آيت اللَّه مىتوانند پيشگويى كنند چگونه وجود ايشان در پاريس ممكن است اثرى در برنامه ايران و فرانسه در خصوص قرارداد پايگاه اتمى و قرارداد متروى تهران داشته باشد؟ و اين عوض شدن برنامه آبادانى، چه درسى براى غرب مىتواند باشد؟]
- توقف من در فرانسه موقتى است. تنها ضابطه توقف من در هر كجا كه باشد، امكان انجام وظايفم هست. با توجه به اين توضيح، رابطهاى بين حضورم در فرانسه و مسائل مربوط به روابط ايران و فرانسه فعلًا مطرح نيست.