صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٩ - اعلان جنگ اسلام با شاهان و سرمايه داران
نيست؛ قرآن يك كتاب محرك است؛ يك كتابى است كه اين اعرابى كه در آن وقت هيچ نمىدانستند، آنها را راه انداخت و امپراتوريهاى بزرگ را كه ظالم بودند، به زمين زدند اينها. اگر قرآن و تعليمات اسلام يك چيزى بود كه مخدر بود، عالمگير نبود كه امپراتوريها را به هم بزند. جنگهايى كه هميشه بين اسلام يا مؤسسين اسلام يا مؤسسين ساير مكتبهاى الهى و توحيدى بوده، جنگ ما بين پيغمبرها و توده مردم با سلاطين بوده است. موسى- عليه السلام- عصاى شبانىاش را بر مىدارد و راه مىافتد دنبال قصر فرعون. قصر فرعون را مىخواهد سرنگون بكند؛ نه [اينكه] فرعون موسى را واداشته به اينكه مردم را تخدير كند كه فرعون ظلمش را بكند. او عصايش را برداشته و بساط ظلم او را به هم زده است. پيغمبر اسلام- صلى اللَّه عليه و آله- كه مبعوث شدند، ايشان هم [همين طور]. خوب آدم بايد حساب بكند، تاريخ را بايد ببينيد، حساب بايد بكنيد كه آيا پيغمبر به نفع اين سرمايهدارهاى حجاز و طائف و آنجاها، مكه و آنجاها وارد عمل شده است و مردم را تخدير كرده كه اينها بخورند آنها را، يا نه، اين مردم ضعيف مستضعف را، اين سر و پابرهنهها را تحريك كرده بر ضد اين سرمايه دارها و جنگها كردهاند با اينها تا اينها را شكست دادند و بعضى شان [را] هم آدم كردند.
اعلان جنگ اسلام با شاهان و سرمايه داران
... اين جوانهاى ما، همين طورى يك مطلبى وقتى كه مىشنوند، بدون اينكه تفكر كنند، بدون اينكه ملاحظه كنند كه اينها چه مىگويند، مقصد اينكه اينها از مكتبِ مثلًا كمونيست دارند تعريف مىكنند، مقصد چه هست؟!
مقصدْ اينهاست كه مسلمانها و اسلام را يك جورى به اين مسلمانها نمايش بدهند كه از اسلام برگردند اينها. نمايش بدهند كه اسلام براى اين بوده است كه اين اشراف و اعيان را سوار مردم كند و مردم هم حرف نزنند. خوب، نخواندهاند قرآن را ببينند اسلام براى چه آمده. اين همه آيات قتال كه وارد شده، اسلام قتال [و] اعلان جنگ كرده است با اين سرمايه دارها، با اين بزرگها، با اين شاهها، با اين سلاطين؛ نه اين است كه با آنها همراهى كرده تا مردم را بخورند آنها.