صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٨ - فقر و ويرانى بر دريايى از سرمايه نفتى
مىكنند. قريب بيشتر از سى مورد به من، براى من نوشته بودند (... نوشتهاش هم پيش من نيست، حافظهاش [را] هم كه ندارم) قريب سى مورد يا بيشتر، محلههايى است كه در تهران هست از اين بيچارهها. در طرف حضرت عبد العظيم، چند تا در طرفِ [جنوب شهر تهران]، حتى در بالاى شهر، حتى در آن محلههاى بالاى شهر، آن جاها هم هست. آنها براى خاطر اصلاحات ارضى از آنجا [روستاها] كوچ كردند و آمدند اينجا، و يك زندگى بيچارگى [پيدا كردند]، آب ندارند، برق ندارند، اينها كه ديگر چيزهايى نيست كه آنها داشته باشند- برقهاى تهران هم [مثل] موارد ديگرش [مىماند] برق ندارند؛ هر روزى چند جايش تاريك است- آب ندارند، برق ندارند؛ زندگى، ... ندارند اينها. در يك گودالهاى بسيار گودى بعضى شان زندگى مىكنند كه بايد آب را بروند از آن بالاها يك كوزه آب بردارند بياورند. اين زندگى است كه اينها براى اينها درست كردهاند.
فقر و ويرانى بر دريايى از سرمايه نفتى
در دهاتى كه يك قدرى دورتر است، من خودم سر و كار دارم با آن كسانى كه اهل آن دهات هستند، كه مىآيند از من اذن مىگيرند [كه] يك قدر پول ما بايد بدهيم، يك قدر پول، خودشان از خودشان بگذارند، مىگويند كه يك فرسخ راه هست بين آنجايى كه آن [آب] انبارى كه آب هست تا آنجايى كه اين دهى كه اين بيچارهها هستند، يك فرسخ راه بايد بروند آب بياورند براى خوردن؛ آن وقت پول مىگيرند يك آب انبار درست مىكنند كه بارانها بيايد اينجا جمع بشود و اينها در وقتى كه باران نيست از اين آب استفاده كنند. شما نگاه نكنيد به اين اتومبيلهايى كه چهار نفر در تهران سوار مىشوند و [عيشى] مىكنند؛ نه، يك دسته شان كه از خود [دولتمردان] هستند، يك دسته شان هم خوب، [از مرفهين هستند]. شما ساير شهرهاى ايران و ساير دهات ايران و آنجاهاى خود تهران، در اين زاغهها، يك نظرى به اينها هم بكنيد، ببينيد چه مىگذرد بر اين ملت؛ يك ملتى كه اين طور دارد بر او مىگذرد. يك نفتى كه بايد اين ملت را اداره كند و اگر به طور امانت يك هيأت حاكمه امين ما داشتيم و به طور امانت اين را خرج و صرف مىكردند و مىفروختند و مىگرفتند و خرج اين ملت مىكردند، نبايد ملت اين طور باشد. فرياد ما