صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢١ - تجزيه كشور با وجود شاه، نه با رفتن شاه
الآن ما يك مملكت مستقلى نداريم. يك مملكتى كه ارتشش زيردست يك كس ديگر است، فرهنگش باز نيز يك كس ديگرى است، مجلسش به دست ديگرى است، ما چه داريم آخر؟ يك مملكتى مجلس دارد؛ اگر يك مجلسى دارد، مملكتى است؛ ما مجلس نداريم. تو خودت در نوشتههايت گفتى، در صحبتهايت گفتى كه ليست مىآوردند! زمان پدرش را دارد مىگويدها! اين يا توجه ندارد، يكوقت شروع مىكند تعريف كردن از پدر، يكوقت هم مىگويد كه تا چند سال پيش از اين ليست را مىآوردند و مىدادند به ما، به حكومتها كه وكلا را تعيين كنند! زمان پدرش هم مىگويد همين طور بوده و زمان خودش هم مىگويد تا مدتى اين طور بوده. منتها حالا ديگر، حالا ديگر اين طور نيست! خوب ما كه مملكتمان وضعش اين است كه ليست بايد بياورند تا وكلايى كه مردم بايد تعيين كنند، حتى تو هم نبايد تعيين كنى، بايد سفارتخانهها تعيين كنند كه اينها را شما بايد قرار بدهى وكيل ما، پس مجلسْ ما نداريم. وقتى مجلس نداريم، ديگر قانون اساسى، معنىِ عمل به قانون اساسى معنا ندارد!
مجلسى نيست تا اينكه عمل به قانون اساسى باشد. پس ما قانون اساسى هم كه به آن عمل بكنيم الآن نيست در كار. يك قانون اساسى بوده و نوشتهاند گذاشتند كنار!
فرهنگ ما را هم كه همه مىدانيد كه يك فرهنگى است كه آنها درست كردهاند براى ما، نظاممان هم كه آن طورى است، اقتصادمان هم كه از همه چيز بدتر. همه اينها الآن تحت تصرف ديگران است. الآن مملكت ما يك مملكتِ تجزيه شده [است]، مملكتى است كه تحت نظر ديگران و تحت سلطه ديگران؛ و هر چه منافع هست دارند مىبرند و مىخورند؛ و علاوه بر آن همه جوانهاى ما را دارند خراب مىكنند و ضايع مىكنند از طرفى و نمىگذارند تحصيل بكنند. حتى اينهايى كه در خارج آمدهاند، اينها كه الآن در خارج آمدهاند براى نيروى اتمى، اينها خوب چند دسته شان- يك دو دسته شان- پيش من آمدهاند و حرفشان اين است كه نمىگذارند كه ما درست تحصيل بكنيم. ما را به يك حد پايين تر از اينى كه هستيم نگه مىدارند، نمىگذارند تحصيل بكنند! اينها نمىگذارند در خود دانشگاهمان تحصيل بكنند. اينها تحصيلشان را به يك حد محدودى [رساندند]