صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٠ - تجزيه كشور با وجود شاه، نه با رفتن شاه
است كه دارد مىدهد اين را، اموال مردم را به غارت.
تجزيه كشور با وجود شاه، نه با رفتن شاه
آن وقت در اينجاها حرفها ديگر هست؛ حرفها مىزنند ايشان! مكرر اين را مىگويد كه اگر چنانچه من بروم اين مملكت تجزيه مىشود! حالا ايران است بعد «ايرانستان» مىشود! يعنى تَبَعِ- مثلًا- روسها! يك تكهاش تبع روسها مثل ازبكستان و- نمىدانم- چه مىشود، اين هم «ايرانستان» مىشود، و آن طرفش هم چهار قسمت مىشود، آن طرفش هم دست انگليسها مىافتد، آن طرفش هم دست- مثلًا- روسها مىافتد، آن طرفش هم دست امريكايى، و تجزيه مىشود ايران! الآن كه ايرانْ ايران است- براى خاطرِ- به صدقه سرِ ايشان است كه ايران است! اگر ايشان نباشند اين تجزيه مىشود و هر كدام يك تكهاش را مىبرند! خوب اينكه هر كدام يك تكه را مىبرند، به نفع آنهاست يا به ضرر آنهاست؟ خوب لا بد به نفع آنهاست كه مىبرند؛ خوب حالا ما بايد ملاحظه كنيم ببينيم كه اگر ايشان باشند تجزيه مىشود يا اگر ايشان نباشند؟ اگر بنا شد كه شما نباشيد تجزيه مىشود، اگر برويد تجزيه مىشود كه به نفع آنهاست، چه شد كه همه اينها طرفدار شمايند؟! شما مىگوييد كه اگر من نباشم آذربايجان را روسها مىبرند، روسها از خدا مىخواهند آذربايجان را ببرند، آن طرف هم انگليسها مىبرند، آنها هم از خدا مىخواهند كه يك طرف را ببرند، يك مقدارش هم- مثلًا- فرض كنيد كه كسى ديگر مىبرد، امريكايىها مىبرند، آنها هم كه مىخواهند، اگر رفتن شما به نفع آنهاست و اگر شما برويد تجزيه مىشود، پس چرا از شما اين قدر تأييد مىكنند؟ كارتر هر روز، هر وقت يك صحبتى پيش مىآيد مىگويد كه ما اين را لازمش داريم! اين بايد باشد! اين نفع ماست! اينكه نباشد، نفعش بيشتر است! مىگويى يعنى آنها نمىفهمند تو مىفهمى؟! [خنده حضار] كارتر و اينها- امريكايىها و انگلستان و آنها- نمىفهمند كه اگر من بروم اين جورى مىشود و به نفعشان است، از اين جهت پشتيبانى مىكنند؟! تو كه نمىتوانى [اين را] تصديق كنى، پس معلوم مىشود كه با بودن شما تجزيه است و الآن تجزيه است!