صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٧ - فرضيه پذيرش توبه شاه!
ايشان نمىآيد كه اين طور كارها بدون اطلاع ايشان شده است.
فرضيه پذيرش توبه شاه!
خوب، يك صحبت ديگر هم ممكن است كسى بكند كه نخير، اين همه بد بوده است و ايشان هم كردهاند لكن توبه قبول [است]. اين آمده است مىگويد من توبه كردم. توبه پيش خلق و خالق قبول است و هر كه يك كارى بكند توبه بكند- و لو هر چه كار بدى باشد- اين را بايد از او قبول بكنيم. اين هم يك راه است كه كسى بگويد كه حالا ديگر شاه سلطنت بكند و حكومت نكند و توبه هم كرده است و كارهايى هم كه تا حالا كرده است تمام هيچى ديگر، حالا توبه كرده! در توبه هم اين مطلب هست- حالا اگر ما فرض كنيم توبه هم بكند- توبه پيش خدا هم قبول نيست مگر اينكه آن چيزهايى كه مربوط به حقوق مردم است رد بشود. اگر يك كسى يك كسى را كُشت و بعد بگويد من توبه كردم اين توبه قبول نيست، بايد اين را كه كشته است جبران بكند؛ وقتى جبران كرد، آن وقت پيش خدا هم وقتى توبه بكند قبول است. ايشان بدون جبران، چون شخص اول مملكت است، خدا يك حساب ديگرى برايش باز مىكند؟! شخص اول مملكت را ديگر خدا حساب اين را نمىكند كه اين بيست و چند سال جرم مرتكب شده است، اموال مردم را خورده است، نفوس مردم را تلف كرده است، امر به خرابيها كرده است، خيانتها كرده، جنايتها كرده، خدا از باب اينكه ايشان شاهند- معلوم شد پيش خدا مثلًا به منطق آنها شاه و غير شاه فرق دارند!- چون شاه است از اين جهت مىگويد كه نه اين ديگر قبول است! مردم كه جوانهايشان از بين رفته، بروند گم شوند! اينها چه هستند، خوب مقابل شاه كه نمىشود اين حرفها را زد!
بگوييم كه توبه ايشان قبول است بدون اينكه شرايط توبه قبول باشد؟ اگر مردم عادى مال مردم را خوردند بگويد توبه كردم، مال مردم را بايد بدهد تا توبه باشد؛ و الّا اين همان توبه گرگ مىشود. و ايشان خوب، بيايند حالا- اگر مىخواهد، اگر واقعاً توبه كردهاند- بسم اللَّه، بيايند درِ بانكهاى خارجه را اول باز كنند و اين اموالى كه در اين بانكها