صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٤ - تاريخ جنايات شاهان در ايران
بشر دوست براى اينكه نقطه اتكا دارد. اتكايش به يك عالَمى است ماوراى اين عالَم. همهاش خورد و خوراك نيست، همهاش زندگى حيوانى نيست، يك مطلب ديگرى در كار است. آنهايى كه اين مبدأ را، اين مبادىِ معنوى را به آن اتكا دارند، به آنها مىشود اتكا كرد. مىشود انسانْ مقدراتش را بدهد به آنها كه آنها عمل كنند. وكيل كند آنها را. وزير كند آنها را.- عرض مىكنم كه- رئيس جمهور كند آنها را. فرياد ما اين است كه ما يك همچو كارى مىخواهيم بكنيم.
تاريخ جنايات شاهان در ايران
ما تا حالا مقدراتمان از ٢٥٠٠ سال حكومت شاهنشاهى سياه كه تا پريروز اين آقا مىگفت كه اين مردم ايران اصلًا شاهنشاهى را دوست دارند؛ اصلًا شاهپرستند اينها، در تمام تاريخ اين شاهها و اين شاهپرستها- به اصطلاح اينها- دعوا داشتند! جنگ و نزاع بوده بين شاهها و شاهپرستها. آن شاه خوبهايشان، آنهايى كه شما وقتى كه اسمش را مىنويسند، مىشنويد، يك تعريفى از او توى دلتان مىآيد، يا توى يك كتابى مىبينيد كه نوشتند: «جنت مكان»، همين جنت مكانشان مردم خبيثى بودند. همان شاه عباسِ «جنت مكان» است كه پسر خودش را كور كرد! براى خاطر مملكت؛ براى خاطر جاه طلبى. همان انوشيروان عادل است كه از بدترين ظلمه بوده است، و كارهاى ظالمانهاش را تاريخ ثبت كرده است.
خدا مىداند كه ايران از اين پادشاهها چه بر او گذشته. شما هم داريد الآن مىبينيد خودتان اين شاهِ- عرض مىكنم كه- اين شاه عدالتخواه عدالت اجتماعى! اسلام پناه! كه پريروز در نطقش تعريف كرد كه ما مىخواهيم ترويج كنيم از اسلام و از- عرض مىكنم- قانون اساسى و اينها. همين آدم تا پريروز آن طور بود، حالا هم دروغ مىگويد به حضور همه مردم. و مىدانم مىفهمند دروغ مىگويد ... نيست. هم ايشانند كه مردم شاهدوست اصفهان پريروز، چند روز پيش از اين، چند وقت پيش از اين، مردم شاهدوست اصفهان، اين مردم اصفهان، داشتند آتش مىزدند چيزهايى كه مربوط به دولت و شاه بود! ايشان مىگفت با رفقايش كه مردم شاهدوست اصفهان كذا، مردم شاهدوست تهران و مردم