صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٩ - عدم پشتيبانى از مدرس، از اشتباهات تاريخى بود
عدم پشتيبانى از مدرس، از اشتباهات تاريخى بود
و باز در همان زمان يكى از اشتباهات اين بود كه مردم، يا آنهايى كه بايد مردم را آگاه كنند، پشتيبانى از «مدرس» نكردند. مدرس تنها مرد بزرگى بود كه با او مقابله كرد و ايستاد و مخالفت كرد. و در مجلس هم بعضيها موافق با مدرس بودند، و بعضيها هم سرسخت مخالفت مىكردند با مدرس. و در آن وقت، باز يك جناحهايى مىتوانستند كه پشت سر مدرس را بگيرند و پشتيبانى كنند و اگر پشتيبانى كرده بودند، مدرس مردى بود كه با منطق قوى و اطلاعات خوب و شجاعت و همه اينها موصوف بود و ممكن بود كه در همان وقت شرّ اين خانواده كنده بشود و نشد ...
از آن بدتر- كه من هر وقت فكرش را مىكنم واقعاً متأسف مىشوم- اين است كه خوب، متفقين حمله كردند به ايران و آن حرفهايى كه رضا شاه مىزد و آن ثناخوانيهايى كه براى او مىكردند يا خودش مىكرد، كه ديگر اين مملكت مملكتى است كه هيچ كس ديگر قدرت ندارد به آن تعرض كند! هيچ كس ديگر چطور! مثل ثناخوانيهاى خود ايشان!- پسرْ پسر اوست! واقعاً پسر اوست؛ پسر حق است!- بعد از اينكه ديدند يك طبل تو خالى بود، اعلاميه اول به دوم نرسيد! اينها وقتى كه مىگويند مؤاخذه كرد از يكى از اين سركردهها كه آخر چرا يك- دو ساعت؟! گفتند پنج دقيقه بايد ... دو ساعت چيست؟ چيزى نداشتيم! آنها همه چيز داشتند. يك مملكتى كه آن همه بساط درست كردند براى اينكه سركوبى كرد، همه را چه، همه را چه، اين سركوبيها، سركوبيهاى قدرت خود ملت بود. در زمان رضا شاه قدرتهايى ملت داشت؛ البته آنها هم متعدى بودند لكن پشتوانه مملكت بودند. آنها را با همين امر خارجيها خلع سلاح كرد، و هر ذى قدرتى را با بست و بندى كه مىكرد با خارج و اينها، قدرتشان را گرفت و آنها هم- خارجيها هم- اين مطلب را روى نقشه عمل مىكردند كه اين قدرتهايى كه در ايران هست، اين قدرتها را بگيرند از دستشان و خلع سلاحشان كنند كه اگر يكوقتى اينها بخواهند يك- مثلًا- قدرتنمايى بكنند ديگر چيزى دستشان نباشد. در هر صورت، او اين كار را كرد و قدرتها را هم از دست اينها گرفت، و خودش هم به همان طور كه مىدانيد رفت. يعنى بردند او را و