صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٩ - فريب و سرنيزه، دو مستمسك شاه
سخنرانى [در جمع ايرانيان مقيم خارج درباره فريبكارى شاه براى بقاى خويش]
زمان: ١٥ آبان ١٣٥٧/ ٥ ذى الحجه ١٣٩٨
مكان: پاريس، نوفل لوشاتو
موضوع: توسل شاه به فريب و سرنيزه براى بقاى خويش
حضار: دانشجويان و ايرانيان مقيم خارج
اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
فريب و سرنيزه، دو مستمسك شاه
باز شاه به دو وسيله براى نجات خودش متوسل شد. يكى به وسيله فريب، يكى به وسيله سرنيزه. وسيله فريب اين بود كه در نطقى [١] كه كرد التزام داد، تعهد داد به ملت كه اين اشتباهاتى كه كرده است ديگر همچو اشتباهى نمىشود، و از اين به بعد ديگر به قانون اساسى به همه معنا عمل مىشود و جبران آن اشتباهاتى كه كرده بود مىكند. و از عموم ملت خواستار شد كه دست از اين مخالفت بردارند، و از آيات عظام و علماى اعلام خواستار شد كه مردم را هدايت كنند كه آنها آرام باشند، و از ساير اقشار ملت- از قبيل كارگرها و محصلين و جوانها و همه اينها- خواستار اين شد كه از اين مخالفتها دست بردارند و به ايران فكر كنند!
در حرفهاى ايشان خيلى مسائل هست. يكى اينكه بررسى بشود كه آيا اين كارهايى كه تا حالا انجام داده، اشتباهات بوده يا تعمدات بوده! اين مخالفتهايى كه از قانون كرده، از اسلام كرده، اين خيانتهايى كه به ملت كرده، اين جنايتهايى كه كرده است، آيا آن طور كه ادعا مىكند اين اشتباهى اين كار را كرده است؟ مثلًا اين نفتى كه به امريكا داده، خيال كرده است كه اينها يك طايفهاى از يك محلهاى از ايران است، يك شهرى از شهرهاى ايران است، و نفت را دارد به ايرانىها مىدهد؟! اين اسلحههايى كه به درد ما نمىخورد
[١] نطق تلويزيونى شاه در ١٥ آبان ١٣٥٧ پس از معرفى دولت نظامى غلام رضا ازهارى.