صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢١ - جنگهاى پيامبر با طاغيان
عقب است- اسلام اين طور آدمهايى ... كه گفت كه سى نفر بيايد همراه من، مىرويم ... شصت هزار نفر را برمىداريم! سى نفر! سى تا يكى! با او چك و چانه كردند كه آقا نمىشود. قبول كرد كه شصت نفر. شصت تا آدم رفت و شصت هزار رومى را عقب نشاند! رفتند شبيخون زدند و با شمشير زدند و شكستشان دادند اينها، طبقه فقرا.
حالا زمان پيغمبر را داشتم عرض مىكردم كه ما بايد ببينيم كه آيا اين قرآن كه متن اسلام است و اين پيغمبر كه آورنده اسلام- و آن وقت اسلام بىحواشى بوده و خودِ اسلام بوده، متنِ اسلام بوده- اين اسلام در آن متن اوليهاى كه هيچ ديگر تصرفى از هيچ جا در آن نبوده اين آيا مردم را دعوت كرده به اينكه با اغنيا بسازيد؟ اغنيا اگر از شما چيزى بردند، اين قدرتها اگر آمدند و مال شما را برداشتند، شما ديگر حرف نزنيد؟! شما ان شاء اللَّه بهشت مىرويد، حرف نزنيد! يا همين قرآن مردم را، اين گداها را- عرض مىكنم- فقير اين فقيرها كه نه مكان داشتند و عده كثيرى از آنها روى صفه مسجد، يعنى يك جاى بىسقف، يك جايى، زمين بىسقف، آنجا زندگى مىكردند و پهلوى هم مىخوابيدند و هيچ چيز هم نداشتند كه بخورند، يك چيزى به آنان مىدادند يا از اين طرف و آن طرف يا مىرفتند پيدا مىكردند مىخوردند، و آن جمعيتى كه يك خرما را اين طورى دور مىزدند، با اين جمعيت راه افتاد و حجاز را، قدرتمندها را، عقب زد. اين افيون است؟! يا اين محرك است؟ تو با اين حرفت مىخواهى افيون درست كنى! اينهايى كه اين حرف را زدند كه اسلام افيون است، مىخواهند مسلمين را خواب كنند؛ مىخواهند مسلمين را از اسلام جدا كنند؛ و مسلمين خواب بروند و آنها مال مسلمين را بخورند. اين كلامْ افيون است، نه اسلام افيون است. اينكه مىگوييد اسلام افيون جامعه است، خود اين براى اغفال مردم است؛ چيزهايى كه براى اغفال مردم است اين افيون است نه اينكه آمده است، نه آن حقيقتى كه آمده و در همان زمان خودش با يك عده فقير، مملكت حجاز را فتح كرده و عدل و انصاف را تا آخر حجاز برده.
اين زمان خود پيغمبر است. بعد كه قدرت پيدا شد و- عرض بكنم كه- قوه پيدا شد در همان قرن اول اسلام، در همان قرن- مثلًا سى سال، در همان قرنهاى اول و سى سال اول،