صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٥ - نمايندگان مجلس وكيل ملت نيستند
و غير نظامى- يعنى آنهايى كه نظامى رسمى است و نظامى غير رسمى- تظاهرات هم در همان جا به قوت خودش باقى است! پس اين هم شكست خورد؛ از شكست خوردن اين، باز يك كودتاى نظامى يا يك نخست وزير نظامى هم شكست خورده است. اگر بىعقلى كنند و يك حكومت نظامى سرتاسرى- يعنى يك نخست وزير نظامى- بياورند و بخواهند مردم را با آن حكومت نظامى بترسانند، مردم ترسشان ريخته است ديگر، اعتنا به اين حرفها ندارند. همان بچههاى كوچولو هم پاسبانها را عاجز كردهاند و مقابله كردند با پاسبانها. آنها با سرنيزه و توپ و تانك، مردم با مشت و سنگ و از اين چيزها. پس حكومت نظامى و حكومت آشتى و كودتاى نظامى، اينها شكست خورده است. اينها را ديگر نمىشود پاى چيزى حساب كرد. اين تشبث تشبثى است كه درست از كار در نمىآيد آيد و نيامده؛ بخواهند بكنند هم نمىشود.
يك تشبث ديگر به اين است كه بعض رجال را براى نخستوزيرى مثلًا انتخاب كنند و از اين راه پيش بيايند: گاهى به اينكه كسى را انتخاب كنند كه مثلًا پيش مردم يك قدرى معروف است و كذا؛ و گاهى به اينكه كسى را انتخاب كنند كه در اين حكومتهايى كه بوده است و در اين اوقاتى كه ايشان مشغول ظلم و ستم بودهاند، اين در دستگاه نبوده- خودشان فهميدهاند كه كسانى كه در اين دستگاه يك شغلى داشتند و يك وزارتى داشتند و يك وكالتى داشتند، اينها ديگر مقبول ملت نيستند- اين اشتباه است كه مىخواهند همانها مردم را بازى بدهند؛ گاهى از شغل وزارت استعفا بكنند، گاهى از شغل وكالت استعفا بكنند؛ گاهى از- عرض مىكنم كه- از حزب رستاخيز كنار بروند- همه اينها ديگر يك حرفهايى است كه اين ملت ما نمىپذيرد.
نمايندگان مجلس وكيل ملت نيستند
ممكن است واقعاً- به حَسَب واقع- هم يك نفر آدم توبه كرده باشد، بگذرد از آن معصيت بزرگى كه تا حالا كرده، از آن خيانتهايى كه تا حالا كرده ممكن است كه از آن خيانت- [البته] يك خيانت مشترك بين همه اين است كه همه اين وكلاى مجلسين مىدانند كه وكيل ملت نيستند! اين ديگر يك چيزى نيست كه به خود اين وكلا مخفى