صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٦ - قيام عليه نظام ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهى
سلطان نيستند! آن كه «ظل اللَّه» نباشد، آن كه براى خودش يك چيزى قائل باشد، يك حركتى بر خلاف حركت امر الهى بكند، او «ظل اللَّه» نيست، مستقل است، او خودش يك چيزى است. پيغمبر اكرم «ظل اللَّه» است، براى اينكه از خودش هيچ نيست؛ همان «وحى» است، تابع وحى است، تابع امر خداست، نهى خداست؛ حركت به حركت او، به تحريك او حركت مىكند. هر جنگى كه بكند با وحى الهى مىكند؛ خودش يك آمال و آرزوى نفسانى ندارد كه روى اين آمال و آرزوى نفسانى يك كارى انجام بدهد. حضرت امير- سلام اللَّه عليه- منقول است از ايشان كه وقتى با آن عَمْرو بن عَبد ود بود كه مقاتله مىكردند، وقتى كه او را شكست و به زمين خورد او، جسارتى كرد به حضرت تفى انداخت؛ حضرت پاشدند؛ نقل است كه ايشان پاشدند و رفتند؛ بعد برگشتند و سرش را كندند. سؤال كرد گفتند چون آن وقت يك كارى با من كرد، و من خوف اين را داشتم كه نفسيتى باشد در اين كار. بايد كارى الهى باشد. اين «ظل اللَّه»، كلمه صحيح را كه فاتحه همه سلاطين، فاتحه همه قلدرها و قدرتمندان را مىخواند و تكليف مؤمنين و مسلمين را با سلاطين- سلاطين جور- حل مىكند، اين را هم غلط معنا كرده بودند. به خوردِ مردم داده بودند كه «ظل اللَّه است» اين! با «ظل اللَّه» چه بكنيد ... «چه فرمان ايزد چه فرمان شاه». اين غلطكاريها و- عرض مىكنم كه- جور و ستمها و آن خيانتها را به طورى كرده بودند كه ملتى عادت به آن كرده بود! اگر يكوقت نمىشد، شايد خلاف عادتش مىشد! چه شد، مثلًا چه شد چنين شد! الآن ملت ما به جايى رسيده است كه بچه دوازده سالهاش مقابل پاسبان مىايستد در قم در جاهاى ديگر مىايستد مىگويد كه «مرگ بر شاه»! مطلب اين طور شده است. الآن يك مسئله عادى شده است بين ملت ما قضيه مرگ بر شاه! يك مسئله عادى! بچه تازه زبان باز كرده، به اين كلمه زبان باز كرده! چه كلمه مباركى! [خنده حضار].
قيام عليه نظام ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهى
اين راجع به ملت ما؛ كه ملت ما به بركت اين نهضتِ خودش، نهضت جوشيده از متن از متن ملت جوشيده و بيرون آمده، نمىتواند كسى بگويد كه مال من است. هيچ كس حق ندارد؛ غلط است كسى بگويد كه مال اين [شخص يا گروه] است، ... هيچ دستى