صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٢ - اعتصابات كاخ برانداز
اينكه داشتند باز مىكردند سفارش كه مىشد مىبستند! اين وضع مردم يك وضعِ خودْ كار شده است حالا. و اين؛ به وجود نهضت، روحيه مردم را به درجهاى فعال و قوى و متحرك كرده كه حالا ديگر از اين كه برويد سر اصل كارتان ناراحت مىشوند و عصبى.
آمادگى تودهها براى فداكارى
از آن طرف اگر يكوقتى يك خونى از دماغ كسى بيرون مىآمد، يك ضربهاى به يك كسى وارد مىشد، اين مصيبت بود ... فضلًا از اينكه يك نفر مثلًا كشته بشود؛ اين مصيبت بود. حالا وضع به آنجا رسيده است كه همين ديشب من يك كاغذى داشتم- دريافت كردم- از يك مادرى كه نوشته است كه من پنج تا يا چهار تا از اولادهايم كشته شدهاند و اظهار افتخار مىكرد و مىگفت من و خانوادهام همچنان [براى فداكارى آمادهايم]. عادى شده است كه در يك شهرى امروز چند تا كشته دادهاند ... يك مسأله عادى شده است پيششان، يك همچو تحرك ... پيدا شده است و مسأله مبارزه عمومى به يك وضع عادى طبيعى الآن در ايران درآمده؛ نه در يك شهر و دو شهر. اين روزنامهها هم شايد تمام مطلب را ننويسند، راديو هم تمام مطلب راديو ايران را نمىگويد البته لكن حالا آن نصف و نيمهاى را كه مىگويند يا به راديوهاى خارجى مىرسد، مىبينيد كه هر وقت كه راديو را باز مىكنيد كه اخبار مىگويد، اخبارش همينهاست كه مىگفتند كه [در فلان] شهر اعتصاب بوده و [عدهاى] كشته شده، فلان ده حالا رسيده به دهات كه ... يك دهى در اطراف همدان ظاهراً ... يك دهى كه در آن ده چند نفر كشته شده، پنج هزار نفر اعتصاب كردهاند.
اعتصابات كاخ برانداز
اين مسائل سياسى، كه آن وقت اسمش نبود و اصلًا اعتصاب صحبتش نبود سابقاً؛ صحبت اينكه اعتصاب چى است، و اصلًا نمىفهميدند مردم اعتصاب يعنى چه. الآن اعتصاب هم به يك صورت عادى درآمده كه ملت ايران شهرهايش اعتصاب مىشود پنج هزار نفر در يكى [از دهات همدان اعتصاب مىكنند] همه شهرها من شنيدم كه ... اعتصاب كردند. يا اخيراً اعتصاب كارگرها در شركت نفت در قضيه نفت، آنجا سالها