صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣ - فرآيند «اصلاحات ارضى»
مىدهد- از زمان رضا شاه تا حالا، مبتلا هست ايران به يك حكومتى كه تمام حيثيت ايران را دو دستى تحويل داده به اين نفتخوارها.
فرآيند «اصلاحات ارضى»
وقتى كه اقتصاديات ملت را ملاحظه بكنيد، زراعت ما را بكلى به هم زدند به اسم «اصلاحات ارضى» كه تز امريكا بود. اصلاحات ارضى به ما چه مصيبتها وارد آورد؛ مصيبتى كه وارد آورد تمام زراعتهاى ايران را از بين برد. يك مملكت زراعى، كه يك استان آذربايجان يا خراسانش مىتوانست كه قوت اين ملت را بدهد، حالا رسيده به آنجا كه براى سه روز يا سى و سه روز- فوقش سى و سه روز- تمام زراعت ايران براى سى و سه روز جمعيت فعلى ايران كافى است، مابقىاش از كجا؟ ما بقى يك بازار درست كردند براى امريكا؛ آنها زياد داشتند، مىسوزاندند يا به دريا مىريختند، حالا مىدهند پول مىگيرند، نفت مىگيرند؛ اين يك باب كه زراعت ما را از بين بردند و ما شديم جيره خوار آنها و بازار براى آنها؛ ما [مصرفكننده] شديم.
از آن طرف، يك ضرر ديگر خورد و آن اينكه تمام اين دهقانها- كه ايشان در اول فرمودند كه ما ديگر رعيتها را از چيز بيرون آورديم و دهقان شدند ديگر، هم سطح شدند با چه [مالك]- تمام اين بيچارهها وقتى زراعتهايشان از دستشان رفت، كوچ كردند به شهرها، كه عمدهاش تهران است. آمدند در اطراف تهران با يك كوخهايى، با يك چادرهايى، با يك خانههاى گِلى كوچك، با عائله زيادشان در آنجا منزل گرفتند و با يك مصيبتهايى اين بيچارهها اعاشه مىكنند و زندگى. نه برق دارند، نه آب دارند، نه اسفالت دارند. در يك گودالهايى زندگى مىكنند كه آب را اگر مىخواهند براى بچههايشان بياورند، اين مادر بدبخت بايد در زمستان سخت از پلههايى كه الآن عددش را يادم نيست، لكن زياد است عددش، از پنجاه بيشتر، صد تقريباً، از اين پلهها بايد برود [بالا] تا [به] خيابان برسد، يك كوزه آب كند، باز برگردد اين پلهها را طى كند برود توى اين كوخ براى بچهاش آب ببرد. اين دهقانهاى بزرگى [است] كه درست كردهاند و اين «دروازه تمدن» اينهاست! اينها را براى ما درست كردند! اين قضيه زراعت ما، كه زراعت