صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٨ - جلوههايى از اخلاق و سيره پيامبر اكرم (ص) و على (ع)
كه مثلًا حضرت رسول جزيرة العرب و بعضى از ممالك ديگر هم در زمانشان تحت لواى ايشان بوده است، در عين حال، خودشان وقتى زندگى شان را، كيفيت معاشرتشان را، ملاحظه مىكنيم، مىبينيم كه اصلًا اين طور مسائلى كه رئيس كلانترى يك ناحيه داشته، ايشان ندارد. چون كه الآن سلطان حجاز است و فرمانفرماى حجاز است، وقتى كه توى مسجد نشسته است و رفقاى خودش، اصحاب خودش نشستهاند، آدمهايى كه از خارج مىآيند، نمىتوانند بفهمند كه كدام يكى از اينها، آن پيغمبرى است كه رئيس اينهاست و كدام سايرين هستند. معاشرتش اين طور بوده است. خيال نكنيد روى همچو مسندى كه حالا من پيرمرد را شما نشاندهايد، او هم روى مسند نشسته باشد؛ او روى همان جايى كه شما نشسته بوديد، همان جورى نشسته بوده است كه وقتى از خارج مىآمدند، نمىفهميدند كه اين پيغمبر است يا آنكه كى. وضعش اين طور بوده است. اين طور نبوده كه مثل رئيس جمهورهاى حالا اگر كسى بخواهد خدمتشان برسد بايد مدتها زحمت بكشد. آن هم چه شخصى باشد، همه مردم كه نمىتوانند بروند پيش او. [اما پيغمبر] در مسجدش باز بود و همه مىآمدند: غنى و فقير و درويش و مسكين و همه مىآمدند پيش ايشان، حرفهايشان را مىزدند و جوابهايشان را مىشنيدند و مسائلشان را گوش مىكردند و اينها. وقتى هم منزل داشتند، يك مسجدى اينها داشتند، خيال مىكنيد مثل مسجد حالاى مدينه بوده، يك تكه زمين بوده، دورش را با چوبهايى [از] درخت و شاخههايى از درخت، محفظهاى درست كرده بودند كه حيوانات نروند آنجا. آن مسجدشان بوده است. و يك- دو- سه تا هم، چند تا هم خانه، اطاق گلى درست كردند؛ توى آن هم ابداً از اين تشريفاتى كه حتى منزل تو و من دارد، نداشته؛ اين پيغمبر اكرم.
وقتى مىآييم سراغ حضرت امير- سلام اللَّه عليه- كه وصى بحق اوست، آن وقتى كه حضرت امير سلطنت (حالا من جسارت مىكنم بگويم سلطنت) امامِ يك ممالك بزرگ بوده است؛ تمام حجاز، تمام عراق، تمام سوريه و لبنان و مصر و ايران و همه اينها تحت لواى او و تحت حكومت او بوده است، خودش زندگىاش چه جور بوده است؟ باز مثل امير الامرا بوده است؟ يك پوستى داشتند، پوست گوسفندى داشتند كه شبها- آن طور كه