صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٥ - خاطرهاى از خنثى كردن يكى از توطئهها در سال ٤٢
اين قدر حالا راضى شدهايم كه لا اقل اين قدر دزدى نكند، اين قدر مال اين ملت را چپاول نكند، اين قدر ظلم به اين ملت نكند.
حركات مذبوحانه
عرض كردم در ولادت آن آقا، حضرت رسول- سلام اللَّه عليه- آتشكدهها خاموش شد، يا كنايه از اينكه اين مبدأ خاموش كردن آتشكدههاى ظلم است، و ايشان [١] مىخواست اين را روشنش كند. در اطراف يزد تأييد كرده است، از قرارى كه گفتهاند، بعض آتشكدهها را. تاريخ را هم تغيير داد؛ و بنا داشت كه اين كارها را يكى بعد از ديگرى بكند كه ملت به داد ما رسيد و پايههاى كنگرههاى قصر كسرى فرو ريخت، كنايه از اينكه ظلم بايد بريزد. ايشان را مىبينيد كه با اين ملت چه كرد؟ چه ظلمها به اين ملت كرد و دارد مىكند؟ حالايى كه اين نَفَسهاى آخر هست و حركات مذبوحانه است، حالا تازه يك فكرهايى به كلهاش افتاده است! به اسم كوليها، در كرمان، و از قرارى كه مىگويند به اسم كوليها به اسم بيابانگردها، يك دستهاى آوردهاند، حالا اگر يك چيزى به آنها داده باشند و آوردهاند نمىدانم؛ اما نظير مدرسه فيضيه و آن سال كه ديگر ما حاضر بوديم و در قم بوديم كه اين سازمان امنيتيها و اين كماندوها را به اسم «دهقان» ها ريختند در مدرسه فيضيه و قرآن آتش زدند، عمامهها آتش زدند، اشخاص [را] از پشت بام انداختند پايين و از بين بردند با كماندوها، به اسم اينكه دهقانها، دهقانها نمىخواهند؛ ديگر آخوند نمىخواهند! اينها ديگر قرآن نمىخواهند! آخوند نمىخواهند! دهقان اين جور است؟ دهقان هر وقت هم از او بپرسى، هم قرآن را مىخواهد و هم اسلام [را]؛ [آنها] عاشق اسلامند.
خاطرهاى از خنثى كردن يكى از توطئهها در سال ٤٢
دهقانهاى ما اين كماندوها و اينهايى است كه شما تربيت كرديد براى اينكه اسلام را بكوبيد؟ آن وقت آن كار را كردند كه ما بوديم و حاضرِ وَقْعه [٢] بوديم؛ حتى منزل ما هم
[١] شاه.
[٢] رويداد.