صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٢ - بىاعتنايى مردم به حكومت نظامى
بدهيم يا از اينكه جان مىدهيم؟ آنها هم در ... سلطان جائرى كه مىگفت: مسلمانم، مسلمانى يزيد هم مثل مسلمانى شاه بود؛ اگر بهتر نبود بدتر نبود لكن چون با ملت آن طور مىكرد و مردى بود متعدى و ظالم، و ملت را مىخواست زير بار اطاعت خودش بىجهت ببرد، سيد الشهداء لازم مىبيند كه سلطان جائر را سراغش برود و لو اينكه جان بدهد. همين است سيره انبيا؛ همين بوده است كه اگر چنانچه يك سلطانى جائر بر مردم حكومت مىخواهد بكند بايستيد در مقابلش، و به هر چه، به هر جا مىخواهد منتهى بشود، بايد برويم سراغش و نهى از منكرش و امر به معروفش كنيم و بكِشيم او را پايين از اين تخت باطل. پس ما مبالاتى نداريم در اينكه كشته مىدهيم، كشته بدهيم؛ البته بايد هم بدهيم.
آزادى و استقلال، فداكارى لازم دارد
ما مىخواهيم يك ملت را آزاد كنيم، ما مىخواهيم يك امت را آزاد كنيم، ما مىخواهيم يك امت را مستقل كنيم، ما مىخواهيم از زير بار امريكا و انگلستان و روسيه بيرون برويم، البته فداكارى مىخواهد، جوان دادن مىخواهد، حبس مىخواهد، ده سال حبس مىخواهد. لازم است اين امور. همه چيز لازم دارد، و ما اصلًا در اين معنى ناراحت نيستيم كه داريم حبس مىرويم، جوانهاى ما دارند از بين مىروند؛ براى اينكه در مقابل [نا] حق است، براى خداست. وقتى يك امرى براى خدا شد و مقابل ظلم شد، ما چه غمى داريم. اصلًا اين غمى ندارد كه ما براى خدا داريم كار مىكنيم و جوانهاى ما براى خدا دارند فداكارى مىكنند؛ هيچ ابداً از اين هراسى به دلتان راه ندهيد. وسوسههاى شياطين كه خوب ما چه كنيم، چه مىشود، يا از اين حرفهايى كه شياطين القا مىكنند و بعضى شياطين هم مىگويند به ماها و به شما؛ هيچ ابداً. خودتان محكم بايستيد و هيچ هراس به دلتان راه ندهيد كه شما پيروزيد ان شاء اللَّه. چه كشته بشويم و چه بكُشيم حق با ماست. ما اگر كشته هم بشويم در راه حق كشته شديم و پيروزى است، و اگر بكشيم هم در راه حق است و پيروزى است.
بىاعتنايى مردم به حكومت نظامى
هيچ باكى از اين مسائل نداريم. هر چه مىخواهند حمله كنند لكن خواهند به خاك