صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥ - اسلام و روحانيت، سد راه استعمار
است؛ و در آن نقطههايى بود زياد. نقطههايى در آن ورقه با رنگ ديگرى بود كه زياد بود. آن شخص- كه آشناى ما بود- گفت كه اين نقطههايى كه در اينجاها گذاشتند علامت اين است كه در زير اين نقطه و اين دهى كه در اينجا هست، يك چيزى پيدا مىشود، حالا يا يك معدن مسى، نفتى و ... پيدا مىشود كه الآن هيچ چيزش تا حالا درنيامده و آنها مىدانند كه [در] كجا چه است. در هر صورت، با نقشه از اول وارد شدند و احوال و اوضاع ممالك شرق را و مملكت ايران [را] كه الآن مورد ابتلاى ماست- با نقشه اينجاها را، همه چيزش را تعيين كردند.
اسلام و روحانيت، سد راه استعمار
بعد، يك مطالعات روانى اينها كردند كه آيا چطور ممكن است كه دست بيابند به اين مخازن عظيمى كه در اين ممالك هست. در ممالك اسلامى، آيا چه بكنند كه اين مخازن با سهولت به دستشان بيايد و مواجه با يك مخالفتهايى، مواجه با يك زد و خوردهايى نشود. يك مطالعات زيادى هم در اين باب اينها كردهاند، و به [اين نكته] رسيدند در ممالك اسلامى، دو چيز را ديدند كه اين اگر باشد، ممكن است كه سد راه آنها باشد: يكى اصل اسلام، اگر اسلام به آن طورى كه هست و به آن طورى كه خداى تبارك و تعالى اسلام را تأسيس كرده، اگر به آن طور اسلام پياده بشود، فاتحه مُسْتَعْمِرين خوانده مىشود. اين راجع به اسلام، كه فكر كردند برايش. يكى هم روحانيت اسلام، كه اگر اينها قوه داشته باشند و اينها آن طورى كه بايدْ مقتدر باشند در اين بلاد، باز هم [استعمارگران] نمىتوانند آن طورى كه مىخواهند استفاده بكنند. اينها با تمام ملت سر و كار دارند و در بين ملت اگر قدرت داشته باشد كسى، اينها هستند، كه در همه ملت ممكن است قدرت داشته باشند. در صدد برآمدند كه اين دو تا سد را به هر جور هست بشكنند؛ يعنى كارى بكنند كه خود ملتهاى اينها، هر جمعيتى كه هستند، در هرجا كه هستند، اين دو تا سد را با دست خود [بشكنند] اينها. به واسطه تبليغاتى شروع كردهاند از زمانهاى قديم، با اين تبليغاتشان اين دو تا سد را كه احتمال قوى مىدادند كه اگر استعمار و منافع استعمارى، مواجه با خطر بشود اين دو تا سد است كه خطر است، ديگر باقىاش خطر به آن طور نيست.