صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٩ - آزادى زندانيان سياسى كافى نيست
خدمت كند، بايد با قلم و قدم در محيط آزاد به مردم خدمت كند، تو گرفتى از او؛ ده سال عمر يك ملت را ضايع كردى، حالا آزاد كردى، ديگر ما چه مىخواهيم؟ ما جبران اين ده سال را مىخواهيم. مردم جبران اينكه بچههايشان را، اولادشان را، ده سال در زندان زجر دادى، جبران اين را مىخواهند و اين جبران در اين دنيا امكان ندارد. از ادله واضحه بر اينكه بايد خداى تبارك و تعالى يك جاى ديگرى باشد كه جزاى اين ظالمها را بدهد، اين است كه شما فرض كنيد كه جمع شديد و محمد رضا خان را تكه تكهاش كرديد، يك آدم را كشتيد؛ آن يك آدم است، يك آدم پست؛ خوب، يك آدم در مقابل يك آدم. ما فرض مىكنيم كه خير، ايشان هم يك آدم شريف؛ اما در مقابل يك آدم شريف! اين همه آدم شريف را ايشان از هستى ساقط كرده، اين همه جوانهاى ما را كشته است و از هستى ساقط كرده؛ حالا يك نفر آدم را كه يك كسى كشت، جزايش اين است كه خود او را عوض او بكشند؛ اگر فوج فوج مردم را به كشتن داد و كشت، مىشود اينجا ما جبرانش بكنيم؟ البته بايد اينجا جزا به او بدهيم به اشد جزا؛ اما مىشود كه جبران بشود اين؟ جبران اين يك عائله؟ يك عائله را كه او از هستى ساقط كرده؛ از هستى اگر او را ساقط بكنيم، جبران يك عائله است، عائلههاى ديگر چى؟ حالا ما دلمان را خوش كنيم كه آقا [١] عفو فرمودند؟ اينها مردانى بودند كه عفو تو را اعتنا ندارند. قضيه عفو نيست، قضيه الزام است و الآن ملزمى كه اينها را بيرون كنى. بسيارى از حبسيها بودند كه آن حبس غير قانونى شان تمام شده بوده وقتش، از اولْ حبس غير قانونى بوده، آن حبس غير قانونى هم وقتش تمام شده بوده و اينها را نگه داشتند، همين طور بيخود. اين عمال ساواكى كه اين قدر جرم مرتكب شدهاند، حالا آمدند در حبس را باز كردند آنها را از حبس بيرون كردند، تمام شد مطلب؟ اول مطلب هست حالا! اين و تمام عمال اين بايد محاكمه بشوند. و بعد هم كه همه شان فرض كنيد كه اعدام شدند، باز جبران نشده است؛ براى اينكه صد نفر در مقابل صدها نفر، در مقابل هزارها نفر. در يك كشتارشان در تهران چهار- پنج هزار نفر
[١] شاه.