صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٩ - طرح جانشينى سلطنت و شوراى سلطنت، انحراف از نهضت است
كوچك مردم را اين مرد، اين آدم سفاك به كشتن داده است، خودش در ١٥ خرداد متصدى فرمان بوده و به طورى كه مىگويند پانزده هزار نفر جمعيت را با فرمان او كشتند، و امكان ندارد كه اين كشتارهايى كه مىشود بىفرمان او باشد، جرأت نمىكند كسى بىفرمان او آدم بكشد، يك دفعه هم ايشان نگفته است كه من نكردم و مأمورهاى من كردند؛ براى اينكه معلوم است مسأله؛ يك آدمى كه يك عمر جنايت بر اين ملت كرده است، يك عمر خيانت به اين ملت كرده است، يك عمر خون بچههاى اين مملكت را ريخته، حالا ما بگوييم كه خوب، حالا براى اينكه آرامشى پيدا بشود، ايشان سلطان باشند، آقا باشند، ديگران خدمتگزار! اين را كدام ملت مىتواند از ما قبول كند؟ كدام آدم كه اعتقاد به خدا و اسلام دارد، مىتواند اين نقشه را پياده كند و تصديق اين مطلب بكند؟ جز آن كس كه اشتباه كرده؛ ما [به] آن آدمى كه اشتباه كرده، مىگوييم از اشتباه بيرون بيايد.
به شاه نبايد مهلت داد
و ثانياً بايد بدانند اين آقايان كه اگر اين آدم را امروز شما مهلت داديد و گفتيد سلطان باشد و حكومت نكند، اين «حالا» قبول مىكند. خودش هم در مجلس گفته است كه قانون براى من وظيفه معين كرده است و من هم قبول [دارم]. اين را قبول كرده است؛ اما همين آدم مىخواهد شما را بازى بدهد، مردم را بازى بدهد تا حالا ساكت بشوند مردم؛ اين نهضتى كه الآن پيدا شده است و همه، دسته جمعى مىگويند كه ما نمىخواهيم اين آدم را، «مرگ بر اين سلطنت»، اين خاموش بشود. اينكه خاموش شد امكان ندارد دوباره مثل حالايش شود؛ يعنى اين قيامى كه الآن شده و اين نهضتى كه الآن شده است و آن همه زحمتها كشيده شده است تا به اينجا رسيده، اگر اين نهضت بخوابد و مردم بروند سراغ كارهايشان، سراغ زندگى شان بروند، ديگر محال است كه برگردد اين [وضعيت]، و اين نهضت پيدا بشود، و اين آدم از اين قدمى كه گذاشته برمىگردد؛ اين وقتى كه برگشت، تمام مردم را، تمام مخالفين خودش را، خواهد قتل عام كرد بدتر از حالا.
طرح جانشينى سلطنت و شوراى سلطنت، انحراف از نهضت است
كدام آدم، كدام عقل اين مطلب را اجازه مىدهد كه ما يك دشمن سرسخت يك