صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٣ - كمونيستهاى ساواكى
مىآمدند گدايى مىكردند. آن وقت «قارداش» مىگفتند به آنها! برادر! برادر! چه برادرى؟ برادرى كه با اين مكتب مىخواهد اين بيچارهها را خواب كند و از آنها بخورد.
كمونيستى مخدر است، نه قرآن. قرآن كه همه رؤسايش با آنهايى جنگ كردند كه ظالم بودند؛ و خود [پيشواى اسلام] وقتى كه زندگى مىكند، يك زندگى عادلانه كه كمتر از مردم، نه عادلانه، دونِ مردم زندگى مىكند. اين مكتب مكتب است، نه آن مكتبى كه خودش گاوش را همراهش مىآورد و شير گاوش را مىخواهد بخورد و مردم را مىخواهد ببلعد و ظلمش از همه [بيشتر است]. چرتكه مىاندازد! آقاى لنين ... گفتهاند كه چرتكه مىانداخته است كه ... يكى يكى افراد، هر كه به اندازه خرجش در مىآورد حق زندگى دارد؛ هر كه كسر دارد اين را بكشيد! بيندازيدش توى دريا! اين تز اوست؛ اين آدم دوست و اين خلقپرور، اين است! اين چه كار دارد به آن مكتبى كه به ضعفا بيشتر از اغنيا، به بيچارهها- آنهايى كه نمىتوانند كار انجام بدهند- بيشتر از [توانمندان] نظر دارد، بيشتر از بزرگان نظر دارد. اداره مىخواهد بكند اينها را، از خرج [بيت المال] به آنها بدهد و اداره شان بكند.
كمونيستهاى ساواكى
آقا، بازىتان مىدهند؛ [١] خدا مىداند بازىتان مىدهند. بازى شان دادند اينها بچههاى ما را كه در خارج آمدند. آنهايى كه در ايران هستند كمونيست نيستند؛ آنها هم شما را بازى مىدهند. آنهايى كه در ايران هستند سازمان امنيتى [هستند]، خيليهايشان هم اينجا همين طورىاند، اينها سازمان امنيتىاند. و لهذا در بهشت زهرا رفتند شعار كمونيست دادند، مردم مچ آنها را گرفتند و بيرونشان كردند كه شما از سازمان [٢] آمديد اينجا. توى دانشگاه مىخواهند بفرستند يك دسته از همين سازمانيها [را كه] شعار كمونيستى بدهند. اينها كمونيست نيستند؛ اينها [را] سازمان امنيت درست كرده؛ براى اينكه مردم را بترساند و بگويد اگر آريامهر برود، ديگر دنيا به هم مىخورد، كمونيست
[١] خطاب به گروههاى ماركسيستى.
[٢] ساواك.