نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٧ - خلاصه ي نظريه
كشف نبوي است ؛ كشفي تام و روشن ، در مقابل كشف هاي غير تام و تيره . در اين مقام چنين وانمود مي شود كه گويا كسي سخناني را به پيامبر مي گويد و يا پيامبر او را مي بيند . اين همان وحي به معناي اخص است . [١]
خلاصه ي نظريه
نظريه ي ياد شده را مي توان در موارد ذيل خلاصه كرد :
١ . وحي نبوّت از سنخ تجربه ي ديني و كشف عرفاني است .
٢ . ماهيّت وحي نبوّت با تجربه هاي عرفاني يكسان است . تفاوت آنها در اين است كه عارفان احساس وظيفه و مأموريّت پيام رساني نمي كنند ، اما پيامبران خود را موظف به ابلاغ آنچه دريافته اند مي يابند .
٣ . تجربه ي نبوي ، مانند هر تجربه ي ديگري به تدريج حاصل مي شود و تكامل مي پذيرند ؛ لذا پيامبران الهي از آغاز نبوّت تا پايان زندگي خويش ، در عرصه ي نبوي فرايندي تدريجي الحصول را مي پيمودند و به تدريج پيامبرتر مي شدند . نويسنده بر اين مطلب شواهد قرآني و تاريخي نيز آورده است كه برخي عبارت اند از :
الف ) خداوند به پيامبران صلي الله عليه و آله دستور مي دهد كه از او افزودني دانش طلب كند :
( . . . وَ قُلْ رَبِّ زِدنِي عِلماً ) [٢] ؛ و بگو : « پروردگارا ؛ علم مرا افزون كن » .
ب ) قرآن كريم فلسفه ي نزول تدريجي قرآن را قوّت و ثبات قلب پيامبر دانسته است :
( . . . كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ . . . ) [٣] ؛ اين به خاطر آن است كه قلب تو را با آن محكم داريم .
حضرت موسي عليه السلام در آغاز كه عصايش به اژدها تبديل شد ، ترسيد ، ولي خداوند با ملاطفت به او فرمود :
( . . . يا مُوسَي لا تَخَف إنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرسَلُونَ ) [٤] ؛ اي موسي ؛ نترس ، كه
[١] همان ، ص ٧٢ .
[٢] سوره ي طه ( ٢٠ ) ، آيه ي ١١٤ .
[٣] سوره ي فرقان ( ٢٥ ) ، آيه ي ٣٢ .
[٤] سوره ي نمل ( ٢٧ ) ، آيه ي ١٠ .