نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٥٨ - نقد دلايل آقاي سروش
سنخ ملكوت و عالم مجردات و عقول است و اينك در جهان ملك و طبيعت به سر مي برد ، مايه ي آرامش و تقويت آن حضرت است . اين مطلب تنها بر نيازمندي پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله به تقويت و تأييد مداوم الهي دلالت مي كند ، نه بر تكامل تدريجي پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله در كمالات علمي و روحي .
بنابراين ، آيه ي كريمه ي مزبور به هيچ وجه بر اين مدعا دلالت ندارد كه پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله در تجربه ي نبوي راه تكامل را مي پيمود . اين سخن – اگر هم درست باشد – از آيه ي ياد شده به دست نمي آيد . بر اين اساس ، نادرستي اين مطلب كه پيامبر تدريجاً متيقن تر و ثابت قدم تر مي شد ، روشن گرديد . تكامل تدريجي پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله در دو وصف يقين و ثبات قدم مطلبي است كه نه با دلايل عقلي و شواهد تاريخي هماهنگ است و نه از آيه ي ياد شده به دست مي آيد .
٢ . شاهد ديگري كه بر تكامل تدريجي تجربه ي دروني پيامبر صلّي الله عليه و آله آورده شده ، اين است كه به نقل از طبري گفته شده است : پيامبر در بدايت امر و پس از نزول اولين آيات سوره ي علق ، هراسناك شده بود و ، به درستي ، ماهيت اتفاقي را كه برايش افتاده بود نمي شناخت ، لكن به سرعت با آن خو گرفت . [١]
اين مطلب كه در برخي از كتاب هاي تاريخ و پاره اي روايات آمده است كه پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله ، در آغاز نزول وحي و برانگيخته شدن به مقام نبوت ، نسبت به مقام و مأموريت خود ترديد داشت و با رجوع به ورقة بن نوفل و گفته هاي وي و نيز دلداري هاي همسرش خديجه آرامش يافت و به مقام و مأموريت خود اطمينان پيدا كرد ، به هيچ وجه پذيرفته نيست و با شأن و منزلت پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سازگاري ندارد ، چنان كه در احاديث ائمه ي معصوم عليهم السلام مردود دانسته شده و متكلمان شيعه نيز آن را رد كرده اند .
[١] بسط تجربه نبوي ، ص ١٢ .