نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٣٢ - نتيجه گيري
به اولياي برگزيده ي خود اعطا نموده است . ولي مقام نبوّت به معناي عام ( آگاهي از حقايقي غيبي ) را مي توان از طريق مجاهدت و رياضت هاي شرعي اكتساب كرد ؛ و مراد از اكتسابي بودن نبوت ، در كلمات اهل عرفان نبوّت به معناي عام است ، نه مربوط به شريعت .
٧ . تفاوت وحي و الهام اين نيست كه وحي توسط فرشته ي الهي نازل مي شود و الهام بدون واسطه ؛ زيرا الهام نيز گاهي به واسطه ي فرشته افهام و القا مي گردد . تفاوت آن دو محتوايي است ؛ محتواي وحي نبوت ، شريعت الهي است ، ولي محتواي الهام ، يا علم به شريعت پيامبري است كه وليّ تابع آن است و يا حقايق ديگري است .
٨ . از آن جا كه مقام نبوّت و وحي شريعت اكتسابي نيست و عارفان به آن دست رسي ندارند ، حقيقت آن نيز بر آنان مكتوم است و آنان حق سخن گفتن درباره ي حقيقت آن را ندارند ؛ يعني حقيقت وحيِ نبوّت و شريعت بر ديگران پوشيده است .
٩ . پس از رسول گرامي اسلام صلّي الله عليه و آله باب نبوّت و وحي شريعت بسته شده ، اما باب الهام و نبوّت به معناي عام آن گشوده است . حضرت عيسي عليه السّلام نيز ، كه خود از پيامبران صاحب شريعت است ، آن گاه كه از آسمان فرود آيد ، از شريعت پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله پيروي خواهد كرد .
نتيجه گيري
همه ي نكاتي كه از ابن عربي ، شخصيت برجسته ي عرفان اسلامي ، نقل كرديم استوار و قابل قبول است و با معيارهاي عقل و نقل ، كه در كلام اسلامي بيان شده است ، هماهنگي دارد . از مطالب ياد شده دو نكته به دست مي آيد :
١ . تفسير وحي به معناي اخص ( وحي شريعت ) به تجربه ي عرفاني ، كاملاً بي اساس است و با موازين عرفاني كه در مكتب عرفاني محي الدين و پيروان او بيان شده است سازگاري ندارد . درست است كه وحي شريعت ، همچون الهام ، در ماهيت و حقيقت خود نوعي از مشاهده و مكاشفه ي عرفاني است ، ولي اين مقدار همگوني در