نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٦ - تلاش هاي بي فرجام
تبيين رويه ي طبيعي نبوّت و شريعت نبايد به گونه اي باشد كه رويه ي ماوراي طبيعي آن را مخدوش سازد . سخن فقط در منشأ ماوراي طبيعي داشتن شريعت و نبوّت نيست ، بلكه در كيفيت و چگونگي ارتباط پيامبر صلّي الله عليه و آله با ماوراي طبيعت و نزول وحي از جانب خداوند بر پيامبر صلّي الله عليه و آله نيز هست . هرگاه اذعان داريم كه اين مسأله مكانيزم ويژه اي دارد و آن مكانيزم در تجربه ي ديني يا كشف عرفاني وجود ندارد ، با وجود چنين تمايزي ، نمي توان يكي را به ديگري تفسير كرد .
- راه حل ديگر وي در موارد متعدد ، تمثيلي و سمبوليك دانستن تعابير قرآني يا روايي در اين باره است ؛ يعني حقيقتاً ملك و فرشته اي براي القاي وحي نزد پيامبر صلّي الله عليه و آله نمي آمده بلكه پيامبر صلّي الله عليه و آله چنين تلقي اي داشت . چنان كه گفته است :
در اين تجربه ( تجربه ي ديني ) پيامبر چنين مي بيند كه گويي كسي نزد او مي آيد و در گوش و دل او پيام ها و فرمان هايي را مي خواند و او را مكلف و موظف به ابلاغ آن پيام ها به آدميان مي كند . [١]
در جاي ديگر ، پس از آن كه تجربه ي نبوي را نوعي كشف عرفاني دانسته و تجربه ي پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله را كشف تامّ محمدي صلّي الله عليه و آله معرفي كرده ، گفته است :
هيچ اشكالي هم ندارد كه هنگامي كه كسي از چيزي سخن مي گويد ، گاهي بر او چنان وانمود مي شود كه گويي كسي اين سخن ها را به گوش او مي خواند يا كسي را مي بيند ؛ كه ما اين وحي را به معني الاخص بر مي شمريم . [٢]
عبارت هاي ياد شده بيانگر اين مطلب است كه وحي شريعت حقيقتاً توسط ملك وحي بر پيامبر نازل نمي شد ، بلكه براي پيامبر چنين وانمود مي شد كه گويا كسي ( فرشته وحي ) را مي بيند كه مطالبي را به وي القا و مأموريتي الهي را به او ابلاغ مي كند . بديهي است كه اين سخن با آيات قرآني و احاديث اسلامي كه به واسطه گري جبرييل در نزول
[١] بسط تجربه نبوي ، ص ٣ .
[٢] مجله ي آفتاب ، ش ١٥ ، ص ٧٢ .